تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان از آغاز تا انجام ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
آياتى وجود دارد كه در سياق ، خيلى شبيه به آياتى هستند كه كمى قبل گذشت ، لكن گونه‌اى ديگر از معنا را مىرسانند مثلًا :
« وَ سُيِّرَتِ الْجِبالُ فَكانَتْ سَراباً »
« 1 » . اين واضح است كه حركت كوه‌ها و پراكنده گشتن آن هم‌چون سنگ‌هاى ريزه و متلاشى گشتنش تا آن‌جا كه به صورت پنبه‌هاى زده شده درآيد ، هيچ‌كدام موجب « سراب گشتن » نمىشوند . نيز خداوند فرموده است :
« وَ تَرَى الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَ هِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ »
« 2 » . اين « ديدن » ( ترى ) يا در زمان خطاب وقوع مىيابد و يا در زمان « نفخ » ، همان‌طور كه واقع شدن اين آيه بعد از آيهء نفخ ، آن ( احتمال دوم ) را تأييد مىكند . و بنابراين ، آيهء فوق منطبق با همان زلزلهء « ساعة » مىگردد كه
« تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَ تَضَعُ كُلُّ ذاتِ حَمْلٍ حَمْلَها وَ تَرَى النَّاسَ سُكارى » .
البته چيزى كه هست ، اين چنين معنايى با عبارت
« تَحْسَبُها جامِدَةً وَ هِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ »
سازگار نيست ، چه عبارت اخير مىرساند كه كوه‌ها به همان كيفيّات ظاهرى خود ؛ مانند عظمت و ابهّت و استوارى ، باقى مىمانند ، اگرچه در واقع غيرمستقر و متحرّكند . و عبارت
« صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ »
نيز به همين مطلب دلالت مىكند ، چه معناى آن نمىتواند با فناى كوه‌ها و اندكاك آنها ، سازگار باشد ، بلكه مىرساند كوه‌ها ذاتاً فسادناپذير و اندكاك آنها به اين آسانىها انجام نمىگيرد . بنابراين ، حركتِ كوه‌ها ، حركتى است كه با استحكام بنيان آنها و پابرجايى وجودشان منافاتى ندارد و بنابراين اندكاك آنها به گونه‌اى است كه در همان حال استحكامشان انجام مىگيرد و در نتيجه سراب بودن كوه‌ها مىتواند با بقاى وجود و اتقان صُنعشان سازگار باشد . 124
هامش
( 1 ) . نبأ ، آيه 20 ؛ كوه‌ها به حركت درآيند تا چون سرابى گردند [ و خودبينىها نابود شود ] ( 2 ) . نمل ، آيه 88 ؛ كوه‌ها را بنگرى و جامد و ساكن تصور كنى در صورتى كه مانند ابر [ تندسير ] در حركتند