تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان از آغاز تا انجام ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
و تأثيراتى كه موجودات در نظام موجودشان در عالم جسم و جسمانيات و نيز در عالمى كه به دنبال آن مىآيد ، دارند ، به زودى از بين خواهند رفت و در نتيجه نه شيئى در شىء ديگر تأثير خواهد نمود و نه شيئى از شيئى ديگر تأثير خواهد پذيرفت . نه از شيئى نفع مىرسد و نه زيانى . اگر شرايط همان شرايطِ اسباب و روابط بود و روز قيامت نيز چنين روزى بود ، هيچ حكمى از احكامِ موجودات ، از وضع كنونىاش تخلّف نمىنمود و زائل نمىگشت ، مگر با بطلان ذواتِ موجودات و انقلاب ماهيات . و چون كلمات خداوند تغييرناپذير است ، اين امر نيز محال است . بنابراين ، آنچه كه زائل مىگردد و برداشته مىشود همانا وجودهاى سرابى اين موجودات است ؛ وجودهايى كه به خداوند سبحان قائم و ثابتند و إلّافى نفسه باطل و هيچند . نتيجتاً تنها نسبت آنها با خداوند باقى مىماند و ديگر نسبت‌ها همگى باطل مىگردند . و از آن‌جايى كه در نفس خويش باطل بوده‌اند ، بنابراين تنها بطلانشان منكشف « آشكار » مىگردد ، نه اين كه ( وجود داشته باشند و ) باطل گردند : تنها حقيقتِ امر ، ظاهر مىگردد ، يعنى اين حقيقت كه نه وجودى براى غير اوست و نه تأثيرى ، نه كسى جز او مالك است و نه كسى جز او صاحب ملك است و اين همان گفتهء اوست كه
« مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ »
« 1 » و
« يَوْمَ لا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَيْئاً وَ الْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ »
« 2 » و
« لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ »
« 3 » 125 بر آنچه گفتيم ؛ يعنى انكشاف بطلان موجودات سرابى و اسباب ظاهرى نه خود بطلان آنها ، اين سخن خداوند دلالت مىكند ؛
« وَ لَوْ تَرى إِذِ الظَّالِمُونَ فِي غَمَراتِ الْمَوْتِ وَ الْمَلائِكَةُ باسِطُوا أَيْدِيهِمْ أَخْرِجُوا أَنْفُسَكُمُ »
« 4 » - تا آن‌جا كه -
« لَقَدْ تَقَطَّعَ بَيْنَكُمْ
هامش
( 1 ) . فاتحه ، آيه 3 ؛ مالك روز جزا ( 2 ) . انفطار ، آيه 19 ؛ آن روز هيچ كس را قدرت تصرّفى نيست و فرمان تنها از آن خداست ( 3 ) . مؤمن ، آيه 16 ( 4 ) . انعام ، آيه 93 ؛ ر . ك : ص 62