وَ ضَلَّ عَنْكُمْ ما كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ »
« 1 » زيرا با وجودى كه در هنگام مرگ ، هنوز اسباب و روابط در دنيا باقى است ، اين آيه آنها را باطل شمرده است . بنابراين تنها بطلان آنها منكشف مىگردد [ چون از ابتدا باطل بودهاند ] .
در نهج البلاغه ، در خطبهاى امام عليه السلام مىفرمايد : « و بعد از فناى دنيا خداوند تنها مىگردد و هيچ شيئى همراه او نيست . و همانطور كه قبل از خلق عالم تنها بود ، همانگونه هم بعد از فناى آن تنهاست : نه زمانى وجود دارد نه مكانى ، اجلها و زمانها معدوم مىگردند و سالها و لحظهها ناپديد مىگردند و هيچ شيئى جز خداوند واحد قهّار كه برگشت همهء امور به سوى اوست ، باقى نمىماند » . 126
در احتجاج از هشام بن حكم نقل شده است كه در ضمن سؤالهايى كه زنديق از امام صادق عليه السلام مىنمود ، آمده است ؛ « آيا روح بعد از خروج از قالب خويش ، متلاشى مىگردد و يا اين كه باقى مىماند ؟ حضرت پاسخ داد : آرى روح باقى خواهد ماند تا اين كه در صور دميده شود و در آن زمان همهء اشيا باطل خواهند گشت ؛ نه حسى خواهد ماند و نه محسوسى . سپس همهء اشيا به وجودشان باز خواهند گشت همانگونه كه مدبّرشان آنها را خلق نموده بود . اين عمل بعد از چهارصد سال كه در آن هيچ خلقى وجود ندارد ، رخ مىدهد ، و اين چهارصد سال فاصلهء بين همان دو نفخه است » . 127
در تفسير قمّى از امام صادق عليه السلام در حديثى نقل است : « سپس خداوند عزّوجل مىگويد : امروز ملك از آنِ كيست ؟ و به خود پاسخ مىدهد : از آنِ خداى يكتاى قهّار » . 128
در توحيد از اميرالمؤمنين عليه السلام در حديثى آمده است : « خداوند مىفرمايد امروز ملك از آن كيست ؟ به دنبال آن ارواح انبيا و فرستادگان و حُججش به سخن آمده
هامش
( 1 ) . همان ، آيه 94 ؛ ر . ك : ص 62