در تفسير قمّى درمورد
« مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها » *
از قول امام عليه السلام آمده است :
« به خدا قسم « حسنه » همان ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام است و « سيئه » همان پيروى از دشمنان او » . 121
و در كافى از امام صادق عليه السلام و ايشان هم از پدرش از اميرالمؤمنين عليه السلام نقل مىكند :
« حسنه همانا معرفت ولايت و حبّ ما اهلبيت است و سيّئه انكارِ ولايت و بغض نسبت به ما اهلبيت » . سپس حضرت آيهء مزبور را تلاوت نمود . 122
از آنچه گذشت وضع آيهء ديگر نيز روشن مىگردد :
« وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شاءَ اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرى فَإِذا هُمْ قِيامٌ يَنْظُرُونَ »
. آنطور كه از ظاهر آيه پيداست ، همان كسانى كه از نفخهء اول در « صعق » اند هم آنان نيز « قيام » مىكنند ، آن روز كه همهء مردم براى خداى جهانيان قيام مىنمايند و به دليل آيهء :
« إِنْ كانَتْ إِلَّا صَيْحَةً واحِدَةً فَإِذا هُمْ جَمِيعٌ لَدَيْنا مُحْضَرُونَ »
« 1 » هم اينان هستند كه نزد خداوند احضار مىگردند . خداوند بندگان مخلص خويش را از اين احضارشوندگان ، استثنا مىنمايد هنگامى كه مىفرمايد :
« فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ * إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ »
. سپس اين بندگان مخلص خويش را ، از قول ابليس كه طردشده بود ، چنين مىشناساند :
« فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ * إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ »
« 2 » . و بدينوسيله خداوند روشن مىسازد كه شيطان را نسبت به آنان ، راهى نيست و اغواء او در اين بندگان مخلص ، تحقّق نمىيابد . اصلًا اغواء شيطان به صورت « وعده » است :
« وَ قالَ الشَّيْطانُ لَمَّا قُضِيَ الْأَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَ وَعَدْتُكُمْ
هامش
( 1 ) . يس ، آيه 53 ؛ ر . ك : ص 97
( 2 ) . ص ، آيههاى 82 - 83 ؛ شيطان گفت به عزّت تو قسم خلق را تمام گمراه خواهم كرد مگر خاصّان و بندگانت كهبراى تو خالص گشتهاند