طبق اين دو نظريه ما وقتى مىتوانيم از چيزى تصور كامل داشته باشيم كه همهء علل و عوامل را كه آن را به وجود آوردهاند و امورى را كه در محيط هستى خود با آنها ارتباط دارد ، از راه ثبوت تصور كرده باشيم و همچنين وقتى مىتوانيم ثبوت آن را تصديق نماييم كه از راه استدلال همهء امور نامبرده را اثبات كنيم . بهعلاوه ، نظريهء نامبرده همهء اوضاع و احوال و آثار مربوط به خود را توجيه كند .
بنابراين ما وقتى مىتوانيم حركت جوهريه را بهطور كامل تصوراً و تصديقاً دريابيم كه همهء مبادى فلسفى و مسائل متفرعهاش را حل كرده ، در نظر خود مجسم داريم و هر سؤال و هر نقطهء تاريك و مبهمى را پاسخ گفته و روشن سازيم و البته حق مطلب هم همين است .
ولى بايد متوجه يك نكته بود و آن اين است كه حكم نقل و بازگويى يك نظريه غير از حكم بحث و كنجكاوى علمى آن است . در مرحلهء كنجكاوى علمى يك نظريه تصور و تصديق تفصيلى لازم است و باقى ماندن كوچكترين نقطهء ابهام نظريه را بىارزش مىكند و پس از تكميل بحث مىتوان نظريهء نامبرده را پايه و اساس نظريات ديگر قرارداد . اما در مرحلهء نقل و بازگويى كه خاصيت بحث تاريخى دارد ، تصور اجمالى نظريه كافى است و ناقل از اين جهت كه ناقل است هرگز مسئول صحّت و سقم آن نيست و هرگز نظريهاى را به مجرد نقل نمىتوان اساس نظريات علمى ديگرى قرارداد ؛ مثلًا اگر كسى در مقالهاى به عنوان نقل بنويسد كه گذشتگان طبيعيين عناصر را چهارتا مىدانستند ، ولى دانشمندان امروزى شمارهء آنها را از هشتاد گذراندهاند ، از نويسندهء نامبرده به همان اندازه قناعت مىشود و ديگر موظف نيست همهء كتب فنّى مربوط به مسئله را بعلاوهء يك لابراتور همراه مقالهء خود به حركت درآورده ، در جهان بگرداند .
بنابراين كسى كه نظريهء حركت جوهريه را از صدرالمتألهين نقل مىكند منظورش تصور اجمالى اين نظريه است و هرگز از كسى توقع ندارد كه با همين اندازه از
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 31
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣١