وزارتى نيز پيش سلطان وقت داشته » ذكر كرديم .
و همچنين روش آن مرحوم را در تنظيم بحثهاى فلسفى و نظريات خاصهء او را كه در مقاله آورديم در تأليفاتش كه در دسترس همه و مورد استفاده مىباشد منعكس است و با اين وصف نيازى به نشان دادن موضع معينى از كتابهايش نبود .
تنها در ميان انظار علمىاش كه در مقالهء ما ذكر شده ، دو مورد ( مسئلهء جمع ميان برهان و كشف و شرع و مسئلهء بُعدهاى چهارگانهء اجسام ) است كه تا حدى به واسطهء ابهامى كه داشت ، نيازمند به استناد بود . از اين روى ما نيز سند به دست داديم .
2 . آقاى فلاطورى مىنويسند : . . . چون اين « حركت جوهريه » مسألهاى است كه بهطور مشترك هر سه نويسندهء مذكور به آن توجه داشته و بيانى در اطراف آن نمودهاند ، مناسب است كه نگارنده نيز براى نقد فلسفى همين مسئله را انتخاب كند و چون آقاى آيةاللَّه قزوينى بهطور مبسوطترى از آن سخن گفتهاند ، شايسته است كه مقالهء ايشان ملاك نقد قرار گيرد و در مورد لزوم به مقالات ديگران اشاره شود . » سپس به كيفيت عقد بحث و برهان مسئله اعتراضاتى كردهاند .
گمان نمىكنم از چنين ناقد كنجكاو پوشيده مانده باشد كه در مطالب علمى صحت مدعى اعم از صحت دليل است ؛ يعنى ممكن است براى اثبات نظر حقى ، دليلى باطل اقامه شود ، ولى هرگز ممكن نيست براى مسألهاى كه باطل است دليلى حق و صحيح اقامه نمود .
بنابراين ممكن است انسان مدعاى علمى دانشمندى را بپذيرد و در عين حال دليلى را كه براى اثبات مدعاى خود آورده ، رد نمايد و همچنين اشتراك دو نفر در يك مدعايى مستلزم اين نيست كه در دليل نيز اشتراك داشته باشند .
در اين صورت مجوزى نبود كه ناقد ما هر سه مقاله را قطار كرده و دليلى را كه در يكى از آنها ذكر شده ، دستآويز قرارداده ، به هر سه مقاله بتازند .
آيا امكان نداشت كه نويسندگان مقالهها با تسليم مدعاى مشترك در صحت دليل
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 29
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٩