تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 30

مساهمون:

ص٣٠
اختلاف نظرى داشته باشند ؟ و اتفاقاً همين‌طور هم هست و نويسنده چهار فقره برهانى را كه مرحوم صدرالمتألهين براى اثبات حركت جوهريه اقامه نموده‌اند ، به واسطهء اختلالى كه در برخى از آنهاست و مناقشه‌هاى زيادى كه به برخى ديگر متوجه است نپذيرفته ، مسئله را ( چنان كه در نوشته‌هاى خود منعكس نموده‌ام ) با برهان ديگرى كه باز از اصول فلسفى خود صدرالمتألهين استخراج شده ، مبرهن كرده‌ام . و هم‌چنين مجوزى در كار نبود كه ناقد نتيجهء نظريه‌اى را كه در مقالهء ذكر شده به حساب همان مقاله از مقالهء ديگرى به دست آورد ( اگرچه صحيح باشد ) چنان كه ذيلًا مىنويسند : « اما اين‌كه از حركت جوهريه چه نتيجهء فلسفى را مىتوان گرفت ، جواب اين سؤال را مىتوان از عبارت . . . به دست آورده » با اين‌كه نويسنده نتيجهء بحث را در مقالهء خود بلافاصله با بيان وسيع‌ترى ذكر نموده‌ام . اتفاقاً ناقد نيز با اين لفظ « نتيجهء اين نظر طبق تعبير الخ » قطعه‌اى از بيان نويسنده را نقل نموده‌اند و متأسفانه با اين تقطيع مطلب مختل شده ، هدف اصلى خود را از دست داده است و در نتيجه خود ناقد به اعتراضى كه بر ما كرده‌اند ( صص 923 - 921 ) گرفتار شده‌اند . 3 . آقاى فلاطورى پس از تمهيد مقدمه‌اى مىنويسند : « بايد متأسفانه اعتراف كرد كه اين سبك كارها يك ارزش علمى كه بتواند پايهء اطمينان‌بخشى براى كارهاى علمى ديگرى باشد نخواهد داشت و بلكه اصلًا با اين طرز بازگويى هيچ‌گاه حق هيچ فكرى از هيچ تفكرى ادا نخواهد شد و حتى بازگويى صحيحى هم انجام نخواهد گرفت . » الخ ( صص 921 - 923 ) . مبناى اين بخش از اعتراض با آن همه تفصيلى كه ناقد داده‌اند ، دو مسئله از مسائل منطقى است كه معمولًا در كتاب برهان ذكر مىشود : الف ) حدّ تام آن است كه به علل شيئى مشتمل باشد ؛ ب ) علم به ثبوت معلول تنها از راه علم به علت ميسور است .