تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
دو آيه گذشته اگرچه در مورد خاصى نازل شده‌اند ، ولى سياق آنها طورى است كه همه مواردى را كه در اظهار عقيده و عمل مذهبى ترس از خطر است مىگيرد . گذشته از آيات ، اخبار زيادى ازپيشوايان اهل بيت عصمت عليهم السلام داريم كه در موارد ترس از خطر ، امر به تقيّه مىنمايد . آرى به شيعه اعتراض كرده‌اند كه استعمال تقيه در مذهب ، با فضيلت شجاعت و شهامت منافى است . ولى كمترين تأملى در اين موضوع ، سقوط اين اعتراض را روشن مىسازد ، زيرا تقيه در جايى لازم است كه انسان از خطرى بترسد كه قدرت مقاومت در برابر آن را نداشته باشد و مقاومت و ترك تقيه در برابر چنين خطرى تهوّر است نه شجاعت و شهامت . شجاعت و شهامت در مواردى است كه اقلًا انسان احتمال پيشرفت در اقدام خود بدهد ، اما در مورد خطر قطعى يا احتمالى كه در صورت وقوع آن براى انسان احتمال پيروزى نيست ، مانند سركشيدن آبى كه احتمال مسموميّت در آن هست يا خود را در برابر گلوله توپ انداختن يا در رهگذر قطار خوابيدن ، چنين اقدامى جز نوعى از جنون و اختلال عقلى نيست .

خلاصه

احتياط و پرهيز از خطر قطعى يا احتمالى غير قابل دفع يكى از قوانين عامّه عقلايى است كه پيوسته در ميانشان معمول بوده و در اطوار زندگى از آن استفاده كرده‌اند . كسى كه به تاريخ پيدايش و نشو و نماى مذهب تشيع مراجعه نمايد و سير تاريخى آن و روزگاران سياهى را كه اين طايفه ، به ويژه در سه قرن اول هجرى كشيده‌اند و خون‌هاى فراوانى كه از ايشان به ويژه در عراق و مصر و شام و حلب ريخته شده ، تأملى نمايد ترديد نمىكند كه اگر عملى به تقيه نبود ، از قريب ميليون شيعه كه در