تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
شامل حال مرد و زن معرفى مىكند ، چنان‌كه مىفرمايد :
« لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ »
« 1 » ،
« قُلْ يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعاً »
« 2 » اجل است از اين‌كه خود را شامل حال همهء مردان و زنان بداند . با اين همه چهارده قرن تاكنون و بعد الى ما شاءاللَّه نصف نسل بشر ( صنف زن ) را در وادى حيرت و گمراهى نگه داشته و مقرراتى غير مقررات دينى را در شكل مقررات دينى نشانشان بدهد . مقررات بىاساس كه به قول اين جوانان حتى خدايى كه ايشان مىپرستند نمىتواند چنين بينشى را نسبت به زن ارائه دهد ( معاذاللَّه ) . آيا اسلامى كه آقايان مىشناسند چنين دين گمراه كننده‌اى است كه نصف جامعهء بشرى را كه زن هستند قرن‌ها با مقرراتى باطل و پوچ سرگرم كند و نصف ديگر جامعهء بشرى را كه مرد هستند با احكامى صورتاً اختصاصى نسبت به نصف ديگر ستمكار قرار دهد ؟ خدايى كه در تساوى اعمال از حيث قبول مىفرمايد :
« أَنِّي لا أُضِيعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى »
« 3 » نمىتوانست بفرمايد كه در مقررات دينى ميان مرد و زن فرقى نيست . و ثالثاً : اين‌كه در خاتمهء مقاله به روحانيت اصيل اعلام خطر داده و تقاضا نموده كه در معانى آيات مربوط به زن كه تفاسير ذكر مىكنند با ملاحظهء وضع فعلى تجديد نظر به عمل آورد . بديهى است نويسندهء مقاله در اين درخواست و تقاضا از روحانيت براى آيات مربوط به زن تفسيرى مىخواهد درست در نقطهء مقابل تفاسير موجود ، به نحوى كه با وضع حاضر وفق دهد و قابل پذيرش جوانان و به خصوص دختران دانشجو قرار گيرد . يعنى ظواهر اين آيات را الغا نموده ، در مورد آيات ، زن و مرد را مساوى قرار دهند تا قابل قبول جامعه باشد و اسلام به پيشرفت خود ادامه دهد .
هامش
( 1 ) . انعام ، آيهء 19 ( 2 ) . اعراف ، آيهء 158 ( 3 ) . آل عمران ، آيهء 195