1 . دورهء افسانهها و اساطير ؛
2 . دورهء دين ؛
3 . دورهء فلسفه ؛
4 . دورهء علم .
اين گفتار براساس علم نيست و خود يك رأى خرافى است . اينكه مىگويند :
پيروى از دين تقليد است . جوابش اين است كه : دين مجموعهاى است از معارف مربوط به مبدأ و معاد و يك سلسله قوانين اجتماعى و عبادى و معاملى كه همه از راه وحى و نبوت اخذ شده است . صحت و راستى وحى و نبوّت از راه دليل و برهان اثبات شده است .
مجموعهء اخبارى كه يك نفر راستگو بدهد ، راست است و پيروى از علم است ، زيرا فرض ما اين است كه از راه برهان علم پيدا كردهايم كه مخبر آن راستگوست .
عجيب است كه اين حرف را كسانى مىزنند كه در اصول زندگى و شيوههاى اجتماع ، در خوردنى ، پوشيدنى ، آشاميدنى ، امور مربوط به زناشويى و مسكن و ساير چيزها جز تقليد و پيروى از هوا و هوس چيز ديگرى در دست ندارند .
جالب اين است كه براى « تقليد » نام ديگرى آفريدهاند : اسم تقليد را « پيروى از رويهاى كه دنياى مترقّى آن را بپسندد » گذاشتهاند .
بدين ترتيب ، اسم تقليد محو شده ، ولى راه و رسم آن به جاى مانده است . كلمهء تقليد به صورت يك كلمهء بيگانه و ناآشنا درآمده ، ولى معناى آن مأنوس و آشناست .
اين شعار كه « دلو خود را داخل دلوهاى ديگران كن » يعنى : « هم رنگ جماعت باش » يك شعار علمى و باعث پيشرفت تمدن شده ، ولى شعار :
« وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ »
؛ « 1 »
هامش
( 1 ) . ص ، آيهء 26