بالاخره آن حضرت به صلح مجبور شده خلافت ظاهرى را با شرايطى ( به شرط اينكه پس از درگذشت معاويه دوباره خلافت به امام حسن عليه السلام برگردد و خاندان و شيعيانش از تعرض مصون باشند ) به معاويه واگذار نمود « 1 » .
معاويه به اين ترتيب خلافت اسلامى را قبضه كرد و وارد عراق شده و در سخنرانى عمومى رسمى شرايط صلح را الغاء نموده « 2 » و از هر راه ممكن استفاده كرده سختترين فشار و شكنجه را بر اهل بيت و شيعيان ايشان روا داشت .
امام حسن عليه السلام در تمام مدت امامت خود كه ده سال طول كشيد در نهايت شدت و اختناق زندگى كرد و هيچگونه امنى حتى درداخل خانه خود نداشت و بالاخره در سال پنجاه هجرى به تحريك معاويه بهدست همسر خود مسموم و شهيد شد « 3 » .
امام حسن عليه السلام در كمالات انسانى يادگار پدر و نمونه كامل جد بزرگوار خود بود و تا پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در قيد حيات بود ، او و برادرش در كنار آن حضرت جاى داشتند و گاهى آنان را بر دوش خود سوار مىكرد .
عامه و خاصه از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله روايت كرده اندكه درباره حسن و حسين عليهما السلام فرمود : « 4 » « اين دو فرزند من امام مىباشند خواه برخيزند و خواه بنشينند » ( كنايه است از تصدى مقام خلافت ظاهرى وعدم تصدى آن ) و روايات بسيار از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و اميرالمؤمنين على عليه السلام در امامت آن حضرت بعد از پدر بزرگوارش ،
هامش
( 1 ) . ارشاد مفيد ، ص 172 ؛ مناقب ابنشهرآشوب ، ج 4 ، ص 33 ؛ الامامة والسياسة ، ج 1 ، ص 163 ؛ فصول المهمه ، ص 145 و تذكرة الخواص ، ص 197
( 2 ) . ارشاد مفيد ، ص 173 ؛ مناقب ابنشهرآشوب ، ج 4 ، ص 35 و الامامة و السياسه ، ج 1 ، ص 164
( 3 ) . ارشاد مفيد ، ص 174 ؛ مناقب ابنشهرآشوب ، ج 4 ، ص 42 ؛ فصول المهمه ، ص 146 و تذكرة الخواص ، ص 211
( 4 ) . ارشاد مفيد ، ص 181 و اثبات الهداه ، ج 5 ، ص 129 و 134