تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شيعه در اسلام ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
رسانيد فرمود : من تو را براى مردم امام و پيشوا قرار مىدهم ابراهيم گفت و از فرزندان من ، فرمود عهد و فرمان من به ستمكاران نمىرسد . و مىفرمايد :
« وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا »
« 1 » و ما ايشان را پيشوايانى قرار داديم كه به امر ما هدايت و رهبرى مىكردند .

امامت در باطن اعمال

امام چنان‌كه نسبت به ظاهر اعمال مردم پيشوا و راهنماست هم‌چنان درباطن نيز سمت پيشوايى و رهبرى دارد و اوست قافله سالار كاروان انسانيت كه از راه باطن به سوى خدا سير مىكند . براى روشن شدن اين حقيقت به دو مقدمه زيرين بايد عطف توجه نمود : اول : جاى ترديد نيست كه به نظر اسلام و ساير اديان آسمانى يگانه وسيله سعادت و شقاوت ( خوشبختى و بدبختى ) واقعى و ابدى انسان ، همانا اعمال نيك و بد اوست كه دين آسمانى تعليمش مىكند و هم از راه فطرت ونهاد خدادادى نيكى و بدى آنها را درك مىنمايد . و خداى متعال از راه وحى ونبوت اين اعمال را مناسب طرز تفكر ما گروه بشر با زبان اجتماعى خودمان ، در صورت امر و نهى و تحسين و تقبيح بيان فرموده و در مقابل طاعت و تمرد آنها ، براى نيكوكاران و فرمانبرداران ، زندگى جاويد شيرينى كه مشتمل بر همهء خواست‌هاى كمالى انسان مىباشد ، نويد داده و براى بدكاران و ستمگران زندگى جاويد تلخى كه متضمن هرگونه بدبختى و ناكامى مىباشد خبر داده است .
هامش
( 1 ) . انبياء ، آيه 73