فرق ميان نبى و امام
دليل گذشته در مورد دريافت داشتن احكام و شرايع آسمانى كه به واسطه پيغمبران انجام مىگيرد همين قدر اصل وحى يعنى گرفتن احكام آسمانى را اثبات مىكند نه استمرار و هميشگى آنرا به خلاف حفظ و نگهدارى آن كه طبعاً امرى است استمرارى و مداوم . و از اينجاست كه لزوم ندارد پيوسته پيغمبرى در ميان بشر وجود داشته باشد ولى وجود امام كه نگهدارنده دين آسمانى است پيوسته در ميان بشر لازم است و هرگز جامعه بشرى از وجود امام خالى نمىشود بشناسند يا نشناسند و خداى متعال در كتاب خود مىفرمايد :
« فَإِنْ يَكْفُرْ بِها هؤُلاءِ فَقَدْ وَكَّلْنا بِها قَوْماً لَيْسُوا بِها بِكافِرِينَ »
« 1 »
و اگر به هدايت ما ، كه هرگز تخلف نمىكند ، كافران ايمان نياوردند ما گروهى را به آن موكل كردهايم كه هرگز به آن كافر نخواهند شد .
و چنانكه اشاره شد نبوت و امامت گاهى جمع مىشود و يك فرد داراى هر دو منصب پيغمبرى و پيشوايى ( اخذ شريعت آسمانى و حفظ بيان آن ) مىشود و گاهى از هم جدا مىشوند چنانكه در ازمنهاى كه از پيغمبران خالى است در هر عصر امام حقى وجود دارد و بديهى است عدد پيغمبران خدا محدود و هميشه وجود نداشتهاند .
خداى متعال در كتاب خود جمعى از پيغمبران را به امامت معرفى فرموده است چنانكه درباره حضرت ابراهيم مىفرمايد :
« وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ »
« 2 »
وقتىكه خداى ابراهيم او را به كلمه هايى امتحان كرد پس آنها را تمام كرده و به آخر
هامش
( 1 ) . انعام ، آيه 89
( 2 ) . بقره ، آيه 24