تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شيعه در اسلام ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
دوم اين‌كه بسيار اتفاق مىافتد كه يكى از ما كسى را به امرى نيك بايد راهنمايى كند در حالىكه خودش به گفته خود عامل نباشد ولى هرگز در پيغمبران و امامان كه هدايت و رهبريشان به امر خداست ، اين حال تحقق پيدا نمىكند . ايشان به دينى كه هدايت مىكنند و رهبرى آن‌را به عهده گرفته‌اند ، خودشان نيز عاملند و به سوى حيات معنوى كه مردم را سوق مىدهند ، خودشان نيز داراى همان حيات معنوى مىباشند ، زيرا خدا تا كسى را خود هدايت نكند هدايت ديگران را به دستش نمىسپارد و هدايت خاص خدايى هرگز تخلف بردار نيست . و از اين بيان مىتوان نتايج زير را به‌دست آورد : 1 . در هر امتى ، پيغمبر و امام آن امت در كمال حيات معنوى دينى كه به سوى آن دعوت و هدايت مىكنند ، مقام اول را حائز مىباشند ، زيرا چنان‌كه شايد و بايد به دعوت خودشان عامل بوده و حيات معنوى آن‌را واجدند . 2 . چون اولند و پيشرو و راهبر همه هستند از همه افضلند . 3 . كسى كه رهبرى امتى را به امر خدا به عهده دارد چنان‌كه در مرحله اعمال ظاهرى رهبر و راهنماست در مرحله حيات معنوى نيز رهبر و حقايق اعمال با رهبرى او سير مىكند « 1 » .
هامش
( 1 ) .« وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ »؛ ما آنها را امام قرار داديم كه به وسيله امر ما مردم را هدايت كنند و انجام كارهاى نيك را به آنها وحى كرديم . ( انبيا ، آيه 73 )« وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا »؛ ما بعضى از آنها را امام قرار داديم تا مردم را به وسيله امر ما هدايت كنند ، زيرا آنان صبر كردند . ( سجده ، آيه 24 ) از اين‌گونه آيات استفاده مىشود كه . امام علاوه بر ارشاد و هدايت ظاهرى ، داراى يك نوع هدايت و جذبه معنوى است كه از سنخ عالم امر و تجرد مىباشد . و به وسيله حقيقت و نورانيت و باطن ذاتش ، در قلوب شايسته مردم تأثير و تصرف مىنمايد و آنها را به سوى مرتبه كمال و غايت ايجاد جذب مىكند . - دقت شود -