تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شيعه در اسلام ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
هدايت شود كه سعادت دنيا و آخرتش را تأمين نمايد و به عبارت ديگر بايد سلسله اعتقادات و وظايف عملى را درك نموده روش زندگى خود را به آنها تطبيق كند تا سعادت و كمال انسانى خود را به‌دست آورد و گفته شد كه راه درك اين برنامه زندگى كه به نام دين ناميده مىشود راه عقل نيست بلكه راه ديگرى است به نام وحى و نبوت كه در برخى از پاكان جهان بشريت به نام انبياء ( پيغمبران خدا ) يافت مىشود . پيغمبرانند كه وظايف انسانى مردم را به وسيله وحى از جانب خدا دريافت داشته به مردم مىرسانند تا در اثر به كار بستن آنها تأمين سعادت كنند . روشن است كه اين دليل ، چنان‌كه لزوم و ضرورت چنين دركى را در ميان افراد بشر به ثبوت مىرساند ، هم‌چنين لزوم و ضرورت پيدايش افرادى را كه پيكره دست نخورده اين برنامه راحفظ كنند و در صورت لزوم به‌مردم برسانند ، به ثبوت مىرساند . چنان‌كه از راه عنايت خدايى لازم است اشخاصى پيدا شوند كه وظايف انسانى را از راه وحى درك نموده به مردم تعليم كنند ، هم‌چنان لازم است كه اين وظايف انسانى آسمانى براى هميشه در جهان انسانى محفوظ بماند و در صورت لزوم به مردم عرض و تعليم شود ؛ يعنى پيوسته اشخاصى وجود داشته باشندكه دين خدا نزدشان محفوظ باشد و در وقت لزوم به مصرف برسد . كسى كه متصدى حفظ و نگهدارى دين آسمانى است و از جانب خدا به اين سمت اختصاص يافته ، « امام » ناميده مىشود چنان‌كه كسى كه حامل روح وحى و نبوت و متصدى اخذ و دريافت احكام و شرايع آسمانى از جانب خدا مىباشد « نبى » نام دارد و ممكن است نبوت و امامت در يك‌جا جمع شوند و ممكن است از هم جدا باشند و چنان‌كه دليل نامبرده عصمت پيغمبران رااثبات مىكرد ، عصمت ائمه و پيشوايان را نيز اثبات مىكند ، زيرا بايد خدا براى هميشه دين واقعى دست‌نخورده و قابل تبليغى در ميان بشر داشته باشد و اين معنا بدون عصمت و مصونيت خدايى صورت نبندد .