6 . « ابوبكر » به حسب صلاح ديد خود ، با اين كه عدهاى از صحابه اعتراض داشتند ، « عمر » را به خلافت نصب كرد . « 1 »
7 . خليفه خمس را به بنىهاشم نداد ، با اين كه به حسب آيه قرآن مجيد ذى حق بودند . « 2 »
8 . ابوبكر در جريان مالك بن نويره ( كه داستان آن بعداً خواهد آمد ) « خالدبن الوليد » را عفو نمود و از آن جنايت بزرگ چشمپوشى كرد . « 3 »
9 . ابوبكر در مورد « كلاله » فتوا داد و عمر تابعش شد . ولى خليفه دوم در اواخر عمر خود از آن عدول كرده و فتواى ديگرى داد كه البته هر دو رأى بر خلاف گفتار قرآن بود . « 4 »
10 . ابوبكر در كشتن « ذىالشديه » با دستور پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مخالفت كرد و او را نكشت . « 5 »
28 . اجتهادات ديگر . . . «
عمر » در فتوا دادن از « ابوبكر » جرىتر و بىباكتر بود و چون پيشآمدها هم در
هامش
( 1 ) . البدايه ، ج 7 ، ص 18 ؛ الغدير ، ج 7 ، ص 168 ؛ اسدالغابه ، ج 4 ، ص 69 ؛ كامل ، ج 2 ، ص 163 ؛ تاريخ الخلفاء ، ص 55 - 56 ؛ تاريخ ابوالفداء ، ج 1 ، ص 167 ؛ الامامه ، ج 1 ، ص 18 - 19 ؛ تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 618 و كنزالعمال ، ج 3 ، حديث 2363 - 2371
( 2 ) . النص و الاجتهاد ، ص 26 و الغدير ، ج 7 ، ص 226 - 227
( 3 ) . رسالت تشيع ، ج 1 ص 264 - ابوالفداء ، ج 1 ، ص 166 ؛ التنبيه و الأشراف ، ص 262 ؛ اصابه ، ج 3 ، شماره 7698 ، اسدالغابه ، ج 4 ، ص 295 ؛ الغدير ، ج 7 ، ص 156 - 165 ؛ نهايه الارب قلقشندى ، ص 428 ؛ كامل ، ج 2 ، ص 194 ؛ مروج الذهب ، ج 2 ، ص 321 ؛ تهذيب تاريخ ابن عساكر ، ج 5 ، ص 104 - 105 ؛ كنزالعمال ، ج 3 ، حديث 2280 و البدايه ، ج 6 ، ص 322
( 4 ) . الغدير ، ج 7 ، ص 104
( 5 ) . همان ، ص 216 - 217 ؛ النص والاجتهاد ، ص 47 . براى اطلاع بيشتر به كتاب النص والاجتهاد و الغدير مراجعه كنيد