نظر در همهء شئون اسلامى ، حتى در فرهنگ پيش آمد و هر كس راه جداگانهاى اتخاذ نموده ، و خود را قهراً به زندگانى فردى آشنا مىساختند ، و روز به روز آتش اختلاف به واسطهء دامنهايى كه به آن زده مىشد مشتعلتر گرديده ، و خانه خرابى بيشترى بار مىآورد ، و به همان شكل ادامه پيدا كرده و تا امروز ، نه تنها در ميان اكثريت مخالف شيعه ، حتى در ميان خود شيعه ، نيز رحل اقامت انداخته است .
در نتيجهء روش تفكر انفرادى ، اختلافاتى در مسائل كلامى در ميان شيعه پديد آمده كه منتهى به وجود آمدن مذاهب مختلفهاى مانند كيسانيه و زيديه و اسماعيليه گرديده است .
چنانكه اين اختلاف كلامى در ميان اكثريت مسلمين نيز كار خودش را كرده ، و مذاهب زيادى ، مانند مجبّره ، مفوّضه ، مجسّمه ، حروريّه ، خوارج و غير آنها به وجود آورد .
همچنين اختلافاتى در روش فقهى ، مانند اخباريّت و اجتهاد ، ميان شيعه بهوجود آمده ، چنانكه نظير آن در ميان اكثريت نيز مانند فقه حنفيّه و حنبليّه مشاهده مىشود .
همچنين اختلافاتى در ميان برخى از علوم با برخى ديگر ( نه در داخل يك علم ) پيدا شده ، مانند اختلاف و بدبينى كه ميان متكلمين و فلاسفه و عرفا موجود است ؛ و نظير اين اختلاف را نيز عيناً در ميان اكثريت مىتوان يافت . و اين خود بهترين گواهى است بر اينكه : همهء اختلافات مذاقى و مذهبى ، در ميان شيعه جوانههايى است كه از ريشهء اختلافات و اختلال نظم دينى ، در صدر اسلام روييده است و همه به يك اصل برمىگردند : و آن به زمين خوردن دستورى از دستورات قرآن مىباشد ، كه به موجب آن مسلمين موظف بودند كه تفكر اجتماعى نموده ، و وحدت كلمه را در فكر و اعتقاد حفظ نمايند .
البته نمىشود ترديد كرد كه جذابيّت معنوى اسلام و نيروى منطقى قرآن - كه يك
شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 72
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٧٢