جابربن عبداللَّهانصارى ، آن صحابه پاك و بزرگوار براى يك حديث از مدينه به شام مسافرت كرد . و ابوايوب انصارى ، براى اخذ حديث به مصر رفت و يكى از رجال از فسطاط مصر ، تا مدينه براى شنيدن حديث غدير مسافرت نمود .
و ديگرى از مدينه تا به شام راه پيمود تا از ابو الدرداء روايتى را بشنود . افراد ديگرى نيز براى يادگرفتن حديث مسافرتها نمودهاند . « 1 » تابعين براى ديدار يك صحابى ، مانند تشنهاى كه بر لب چشمهء آب برسد حريص بودند .
61 . جعل روايات
مؤلف النصائح الكافية ، « 2 » و ابن ابىالحديد « 3 » در اطراف جعل حديث و علل آن ، قلمفرسايى نموده و تحقيقاتى كردهاند و علامه سيد شرفالدين در كتاب ابوهريره و علامهء امينى در الغدير مفصلًا در اين موضوع بحث كردهاند .
علل جعل حديث يا اقبال مردم به حديث بود ، كه راوى مىخواست خود را كثيرالحديث ! قلمداد كند و غذاى چرب و جاى گرم و لباس عالى به دست آورد و يا براى به دست آوردن ميل حكومت وقت بود . و يا بغض و حس كينه جويى نسبت به بعضى از اشخاص بود ، و بدينوسيله مىخواست كه انتقامى از او گرفته باشد و يا اينكه عقايد صحيح - يا باطلى - را كه مىخواستند ، به وسيلهء حديث جعلى تأييدش نمايند .
در هر صورت اكنون به اندازهاى در فضايل خلفا و موضوع خلافت و مدح شيعه و سنى و تعريف أمهات المؤمنين و مدح صحابه و عصمت آنها ! و فضايل معاويه ! و در احكام فرعى دينى و حتى در اصول دين و غير اينها حديث جعل شده كه واقعاً انسان عاقل حيرتزده مىشود .
هامش
( 1 ) . نشريهء سالانهء مكتب تشيع ، شمارهء 1 ، ر . ك . به مقالهء الحديث عندالشيعة
( 2 ) . ص 82 و 83
( 3 ) . نهجالبلاغه ، ج 3 ، ص 15 و 254