كردهاند « 1 » ، در صورتى كه عبداللَّه بن عمروابن عاص مىگويند كه در زمان پيغمبراكرم ، از خود آن حضرت اجازهء نوشتن حديث را گرفته بوديم . « 2 »
و حاكم در مستدرك از عبداللَّه بن عمر نقل كرده است كه گفت : من در حال حيات پيغمبر اكرم احاديث را مىنوشتم ، قريش به من گفتند : چرا سخنان پيغمبر را مىنويسى ؟ پيغمبر هم بشرى است و مانند مردم ديگر غضبناك مىشود ( يعنى از روى غضب سخن مىگويد . ) « 3 » باز حاكم در مستدرك و مؤلف النص و الاجتهاد نقل نمودهاند كه پيغمبراكرم صلى الله عليه و آله امر به نوشتن مىكرد ، و مىفرمود : هرقدر آن نوشته باقى بماند به نويسنده ثواب مىدهند . « 4 »
مؤلف الغدير نقل كرده كه عمر نقل حديث را نيز قدغن كرده بود ، با اينكه پيغمبراكرم صلى الله عليه و آله فرموده بود : كسى كه يك حديثى براى امت من حفظ كند خداوند او را در روز قيامت در صف علما و فقها محشور خواهد كرد . « 5 »
و اين حديث ، از طرق شيعه با طرق متعدد وارد شده است .
پيامبر در حجةالوداع و در خطبهء عرفه فرموده بود كه حاضرين به غايبين برسانند . « 6 »
و يا اينكه ، پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله امر به تعليم مىكرد . « 7 »
و مىفرمود : به زودى عدهاى براى طلب علم به سوى شما خواهند آمد . « 8 »
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم و فجرالاسلام ، ص 208
( 2 ) . كنزالعمال ، ج 5 ، ص 243 و مسند احمد ، ج 2 ، ص 162 و 249
( 3 ) . مستدرك ، ج 1 ، ص 104 و 105
( 4 ) . همان ، ج 1 ، ص 106 و النص و الاجتهاد ، ص 75
( 5 ) . الغدير ، ج 6 ، ص 254 و 296 و پانوشت النص و الاجتهاد ، ص 75 و كنزالعمال ، ج 5 ، ص 221
( 6 ) . ابن عساكر ، ج 7 ، ص 288 و يعقوبى ، ج 2 و خصال شيخ صدوق ، ص 72 و احتجاج طبرسى ، ص 76 و على بن ابراهيم ، در تفسير و اعيان الشيعة ، ج 2 ، و ابن ابىالحديد ، ج 1 ، ص 41 و عقدالفريد ، و بيان وتبيين جاحظ ، ج 2 ، ص 24 و البداية و النهاية ، ج 5 ، ص 194 والمستدرك ، ج 1 ، ص 87 و كنزالعمال ، ج 5 ، ص 221 و 223 و 230 و 239
( 7 ) . المستدرك ، ج 1 ، ص 89 و 91 و 100 و كنزالعمال ، ج 5 ، ص 200 تا 212
( 8 ) . كنزالعمال ، ج 5 ، ص 203 - 243