يزيد كه اساساً داراى جميع صفات پست حيوانى بود و بىاندازه با تقدّس و پرهيزكارى دشمنى مىورزيد ، ميل داشت اسلام را نابود نمايد ، لشكريان خود را به سوى شهرهاى مقدّس گسيل داد و كارهاى سربازان يزيد قرنها دلهاى اسلاميان را جريحهدار ساخت .
سواران او با كمال وقاحت اسبهاى خود را نزديك قبر رسول خدا صلى الله عليه و آله بستند و تا توانستند مسلمانان را غارت كرده و كشتند . مدينه را ويران و غارت نمودند ، و در نه ماه نه هزار حرامزاده در مدينه به دنيا آمد . بعد كعبه را كه قدسالأقدس جهان اسلامى بود آتش زدند . « 1 »
ابن خلدون مىنويسد : « چون فسق و تبهكارى يزيد در نزد همهء مردم عصر او آشكار شد ، حسين عليه السلام ديد كه قيام بر ضد يزيد تكليف واجبى است ، زيرا اين امر بر كسانى كه قادر به انجام دادن آن باشند لازم است » . « 2 »
داستان فاجعهء كربلا معروفتر از آن است كه ما بخواهيم دربارهء آن توضيح دهيم و اگر در تاريخ سياه بنىاميه و يزيد همين يك موضوع بود دربارهء آنها كافى بود . وقتى اهل مدينه ، عامل يزيد را از مدينه بيرون كردند ، يزيد لشكرى به مدينه فرستاد كه عدهء زيادى از بنىهاشم ، قريش و انصار را كشتند كه 4000 نفر از آنها شمرده شد . و سپس از مردم بيعت گرفتند كه « بندگان يزيد » هستند « 3 » و هركس كه قبول نمىكرد كه « عبدخالص » يزيد است ، گردن او را مىزدند . « 4 »
بعد از اين داستان مسرف كه رئيس قشون بود مُرد و « حصين بن نمير » جانشين او شد و به مكه آمد و منجنيقهايى دور كعبه نصب كرد و سنگ و آتش را بر كعبه
هامش
( 1 ) . عظمت مسلمين در اسپانيا ، ژزف ماك كاپ ، ط اصفهان ، 1326 ش ، ص 41 و 42
( 2 ) . مقدمهء ابن خلدون ، ترجمهء فارسى ، ج 1 ، ص 431
( 3 ) . مروج الذهب مسعودى ، ج 3 ، ص 79
( 4 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 181