شده بود ، خلافت و سلطنت معاويه هم مسلم بود ! « 1 »
شيخ محمد غزالى نويسندهء معاصر مصرى ، اختلاف ابوذر را با عثمان نقل مىكند ، و علةالعلل آن را از بين رفتن عدالت اجتماعى و اقتصادىاسلامى در عهد خلافت عثمان مىداند . « 2 »
محمد فريد وجدى در « دائرةالمعارف » خود راجع به كارهاى عثمان كه به ضرر مجتمع اسلامى بود مفصلًا بحث كرده و ضمناً مىنويسد : عثمان بنا به عللى مستحق عزل بود :
1 . آبروى خلافت را برد ، به منبر مىرفت و در جلو مردم از كارهاى خود و از تبعيت جوانان بنىاميه توبه مىكرد ، ولى فردا از نو تابع جوانان بنىاميه مىشد .
تحت تأثير شديد آزاد شدگان رسول اكرم صلى الله عليه و آله از قبيل : عمروبن عاص ، سعيدبن عاص ، مروان بن حكم و معاويه و . . . - كه قبلًا از دشمنان سرسخت اسلام بودند ، و يا جوانانى كه اصولًا بويى از دين و ايمان نبرده بودند - قرار گرفت .
2 . مجتمع اسلامى را از وجود رجالى مانند : علىبن ابىطالب ابو ايوب انصارى و . . . محروم ساخت ، و در مقابل جوانان بنىاميه را حاكم ولايات بزرگ از قبيل : مصر ، سوريه ، عراق ، فارس و . . . نمود . « 3 »
يعقوبى در تاريخ خود مىنويسد : عثمان بستگان خود را مقرب ساخت ، اموال مسلمين را اتلاف نمود ، ابوذر صحابى رسولاللَّه و عبدالرحمن بنحنبل را تبعيد نمود ، حكم بنعاص و عبداللَّه بنسعد را كه مطرود رسولاللَّه بودند پناه داد ، خون هرمزان را هدر ساخت ، و عبيداللَّه بن عمر را كه قاتل هرمزان بود قصاص نكرد ، وليدبن عقبة را والى كوفه نمود و . . . . « 4 »
هامش
( 1 ) . النص و الاجتهاد ، ص 116 و 117 ، به نقل از شرح نهجالبلاغه حميدى ، ج 1 ، ص 62
( 2 ) . الاسلام المفترى عليه بين الشيوعيين و الرأسماليين ، محمدغزالى ، ط 4 ، مصر ، قاهره ، ص 76 به بعد
( 3 ) . دائرةالمعارف الاسلامية ، ج 6 ، ص 182 ، مادهء « عثم »
( 4 ) . تاريخ يعقوبى ؛ عصر المأمون ، دكتر احمد فريد رفاعى ، عضو عالىرتبهء وزارت كشور مصر ، ط 4 ، مصر ، 1346 ه ، ج 1 ، ص 8