تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
و بلندى دارند . ابونعيم اصبهانى در حليةالأولياء و خطيب در تاريخ بغداد و ابن عساكر در تاريخ خود و ابن الجوزى در صفوة الصفوة و حاكم در مستدرك ، ج 3 و مسلم در صحيح خود و ابن اثير در اسدالغابة و ابن حجر در اصابة و ابوعمر در استيعاب ، در فضايل و كمالات اينها سخن گفته ، و فضايل و كمالات زيادى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله دربارهء هر يك روايت كرده‌اند . تاريخ طبرى و كامل و يعقوبى و فتوح البلدان بلاذرى و فتوح الشام واقدى ، و ديگر كتب تاريخ ، مانند سيرهء ابن هشام و حلبى و زينى دحلان ، در ضمن بيان فتوحات اسلامى ، و جنگ‌هاى مسلمين ، نام هر يك از اين مردان پاك را با عظمت و تقديس مىبرند « 1 » .

12 . نصوص متواتر دربارهء ولايت اهل‌بيت عليهم السلام

اساساً شيعه در مفهوم خلافت با اهل سنت اختلاف دارند ، زيرا كه اهل سنت خلافت را يك مقام عادى مىدانند و مىگويند : خليفه آن است كه زمام امور مسلمان‌ها را به دست گرفته و جامعه اسلامى را اداره كند . و لكن شيعه مىگويد : همان‌طورى كه مقام نبوت يك منصب الهى و آسمانى است و با تعيين مردم نيست ، خلافت هم به اختيار مردم ، حتى به اختيار پيغمبر هم نيست ، بلكه يك مقام الهى و آسمانى است . پس ، بايد خليفه با تعيين خدا و پيغمبر عملى شود ، خليفه بايد معصوم بوده و به تمامى نيازهاى بشر دانا و بصير باشد . لذا شيعه عقيده دارد كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله به دستور حضرت حق ، على عليه السلام را به مقام ولايت نصب كرده و از مردم بيعت گرفت . و نصوصى كه شيعه‌ها به آن اعتماد كرده‌اند ، رواياتى است كه از طرق خود اهل‌سنت به طور متواتر نقل شده است . و ما به
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم ، ج 7 ، ص 108 ، 192