خدا عقب انداخته است كنار مىگذاشتيد و خلافت را در اهل بيت پيغمبر خود قرار مىداديد ، نعمت از هر طرف به شما روى مىآورد ، و كسى اختلاف نمىكرد « 1 » .
يعقوبى در جلد دوم تاريخ خود ( تاريخ يعقوبى ) سخنان قيس را در مجلس بيعت معاويه روايت كرده است .
چنانكه تاريخ به ما نشان مىدهد : شيعهها از كوشش خود در مواردى كه شرايط ايجاب مىكرد و امكانات موجود اجازه مىداد فروگزار نكردند ، بالاخص در روز شوراى شش نفرى خيلى تكاپو نمودند .
ابن ابىالحديد گويد : عمار در مسجد پيغمبر صلى الله عليه و آله به پاخاست و نطقى كرد . مردم از اطراف به او نهيب زدند كه بنشين ! تو را با خلافت چهكار ؟ عمار نشست و مىگفت :
شكر خدا را ! هميشه طرفداران حق مظلوم بودهاند « 2 » .
معترضين ، اصحاب پاك رسول خدا صلى الله عليه و آله
اولين افراد شيعه ، كه دور على عليه السلام را گرفته و با اكثريت مخالفت مىكردند ، مردمان گمنام و نادان يا بوالهوس و هواپرست نبودند ، بلكه عدهاى از رجال بزرگ و معروف اسلامى بودند كه در مكتب پيغمبر اكرم تربيت شده بودند ، و همگى مردمى زاهد ، عابد ، دانشمند ، سياستمدار و فرزانه بودند ، و تكتك آنها در تاريخ اسلامى خدمات و فداكارىهاى شگفتى دارند .
عمار ، ابوذر ، مقداد و سلمان ، كه اركان شيعه محسوب مىشوند ، مقام بس ارجمند
هامش
( 1 ) . يعقوبى ، ج 2 ، ص 148 ؛ ابن ابىالحديد ، ج 1 ، ص 8 نظير همين نطق را از ابوذر در « مسجدالحرام » نقل كردهاند .
مسعودى در مروج الذهب ، در بيان خلافت عثمان ، و ابن ابىالحديد ، ج 2 ص 400 و 412 و ج 3 ، ص 182 و يعقوبى ، ج 2 ، ص 140 سخنان مقداد وعمار را نقل كردهاند ؛ الغدير ، ج 1 ، ص 209 ، سخنان عمار را در ميان جنگ صفيّن با عمربنالعاص ، و كلمات قيسبن سعد را با معاويه در مدينه و گفتارهاى ابنعباس و عبداللَّهبن جعفر را در مجلس معاويه نقل نمودهاند
( 2 ) . ابن ابىالحديد ، ج 3 ، ص 72