خلافت كوشيدند .
براى پيدا كردن مسبّبين يك پديده ، بايد آنهايى را در نظر گرفت كه كار به نفع آنها تمام شده و روى كار آمدهاند . بنابراين ، ما هم در جريان سقيفه بايد عمّال و كارگردانان « دولت جديد » را در نظر گرفته چگونگى ماجرا را بررسى كنيم :
بدون شك « يزيدبن ابىسفيان » و « خالد » و « ابوعبيده » و « سعد بن ابى وقاص » و « معاويه » و « ضراربن الازور » و امثال اينها در لشكر شام و عراق ، و « ابوبكر » و « عمر » و « عثمان » و « معاذ » و امثال اينها - كه غالباً از مهاجرين و از قريش هستند - از اين ماجرا سود بردند ، پس مسبب جريان سقيفه هم اينها بودند كه گويا قبلًا توطئه را چيده و تصميمات لازمه را گرفته بودند ، و در سقيفه روى برنامهء منظم و معينى كار مىكردند .
على عليه السلام در روزى كه او را در مقابل ابوبكر براى بيعت آورده بودند رو به عمر كرده و فرمود : شير را بدوش نصفش مال توست ، امروز براى ابوبكر بيعت بگير تا فردا آن را به تو برگرداند « 1 » .
و تعيين ابوبكر عمر با براى خلافت ، و نوشتن عثمان عهدنامه را در حال غش ابوبكر ، و تشكيل شوراى ششنفرى به طورى طرحريزى شده بود كه روشن بود خلافت به على عليه السلام نخواهد رسيد ( لذا وقتى كه على عليه السلام از خانهء عمر بيرون آمد ، رو به عباس كرد و فرمود : خلافت به من نمىرسد ) همهء اين قراين مىرساند كه برنامهء تعيين خليفه از اول معين شده بود .
ما جريان سقيفه را به طور اختصار ذكر مىكنيم تا روش كار و كيفيت برنامه تنظيم شده معلوم شود :
پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله از دنيا رفت ، على عليه السلام و بنىهاشم و عدهاى در خانه مشغول تجهيز و تكفين بودند « 2 » . غالب « مهاجرين » و از « انصار » اسيد بن خضير با بنى عبدالأشهل ، و
هامش
( 1 ) . الامامة و السياسة ، ج 2 ؛ ابن ابىالحديد ، ج 2 ، ص 5
( 2 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 336 ؛ الغدير ، ج 7