يك ايرانى ظريف و مطّلع در اينباره به من مىگفت :
اسلام براى ما درست نشده بود ! ، اعراب آن را به ما تحميل كردند ، اما ما عكسالعمل نشان داديم و همه كار براى تغيير شكل دادن كيش فاتحينمان صورت داديم .
تشيع ما ، در اصل ، جنبهء سياسىاش بيشتر از جنبهء الهى بود ، و صورت جنبشى براى اعتراض و دفاع ملى داشت . در آن وقت ما مىبايستى از تخريب آخرين آثار مليت ايران ، به دست فاتحين عرب ، جلوگيرى كنيم ؛ و بعدها از استقلال خود ، در برابر اقدامات وحشيانهء تركها دفاع نماييم . تشيع اسلحهء ما بود ! « 1 » .
سپس « پرنو » از قول « اديب پيشاورى » ! نقل مىكند كه او گفت :
« . . . ما اصول اساسى اسلام را اقتباس كرده ، و آنها را با عادات و افكار و رسوم خود تطبيق دادهايم .
نبوغ ايرانى همانطور كه در مورد عقايد ارسطو رفتار كرده ، اصول و احكام قرآنى را نيز تا آنجا كه با روحيهء او مناسب بوده اخذ و بقيه را رد يا تغيير شكل داده است » « 2 » .
ه ) « احمد امين » نويسندهء مصرى مىنويسد :
بعضى از ايرانيان از روى دشمنى با اعراب ، خود را شيعه نموده ، و با بنىاميه جنگ و ستيز مىكردند ، مقصود آنها بهم زدن خلافت عرب و تجديد استقلال و عظمت ايران بود . . . « 3 » .
5 . تشيع مولود ارتباط از طريق مصاهرت !
الف ) احمد امين در اينباره مىنويسد : « اما توجه آنها به على ، چنانكه مورخان
هامش
( 1 ) . در زير آسمان ايران ، چاپ تهران ، 1324 شمسى ، ص 53
( 2 ) . همان منبع ، چاپ تهران ، ص 62
( 3 ) . پرتو اسلام ، ترجمهء فارسى فجرالاسلام ، احمد امين ، ط 2 ، ج 1 ، ص 322 و كتابهاى نگهبانان سحر و افسون ، ص 66 و تاريخ تحولات اجتماعى ، مرتضى راوندى ، ج 2 ، ص 97 و ايران نو ، « ل . پ . الول ساتن » ، ترجمهء على جواهر كلام ، ص 25