تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
وجود گرويدنشان به آيين اسلام از ميان نرفته بود « 1 » . ب ) امير شكيب ارسلان ، در ضمن ضميمه‌هاى كتاب حاضر العالم الاسلامى تأليف لوتروب ستودارد امريكايى ، تحت عنوان اسلام ايرانى و تشيع مىنويسد : تمام آرزوى عجم ! پاره ساختن و گسيختن ريشهء اتحاد با دولت عرب بود ، زيرا خلافت خالص عربى كه از اسپانيا تا هند بساطش گسترده بود گلوى آنها را مىفشرد و نزديك به مرگشان نموده بود . ايرانيان مىكوشيدند داراى استقلال داخلى بشوند ، نخستين چيزى كه انديشه كردند اين بود كه خلافت اهل‌سنت و جماعت را انكار كرده خود را يار و ياور اهل بيت پيغمبر ، كه حقّشان پايمال شده ، جلوه دهند . از اين رو دست به موضوع اساسى و شرعى زدند . . . در اين نهضت به مباديى تكيه كردند كه عرب نمىتوانست اصلًا و اساساً آنها را انكار كند . و به اين وسيله مذهب تشيع در ايران به وجود آمد . . . . ايرانيان مكرر بر ضد عرب شوريده و خواسته‌اند در برابر خلافت بنىعباس دولت ايرانى تشكيل دهند ؛ و تشيع آنها نسبت به على و اولادش ، غالباً از اغراض سياسى ناشى شده ، و مقصد و مقصود آنها مقاومت در برابر حكومت عربى بود . . . « 2 » . دكتر بروخيم يهودى ، استاد دانشگاه تهران ، در كتاب خود ، در ضمن فصل دوم تحت عنوان : اسلام و تحوّلات دينى در ايران مىنويسد : « مليت خواهى ايرانيان ، با ترميم عقايد دينى اجدادى شروع شد ، و همين كه به نام اسلام صورت گرفته بود ، سبب شد تا سال‌هاى بعد قهرمانانى سلطنت ايده‌آلى ايران را پايه نهند ، تا آن‌جا كه با اعراب به جنگ و ستيز پردازند ، دو وجه متمايز مليّت‌دوستى و ملت‌خواهى ايرانيان در تشيع دينى و سياسى پديدار مىشود . عايشه ، دشمن على بود ، عمروعاص و معاويه پسر ابوسفيان در سلك دشمنان او درآمدند .
هامش
( 1 ) . شهسوار اسلام ، چاپ تهران ، ص 189 ( 2 ) . حاضر العالم الاسلامى ، ترجمه فارسى ، سيد احمد مهذب ، چاپ تهران ، 1320 شمسى ، ج 1 ، ص 321