چنانكه ايشان نوشتهاند علماى شيعه رسماً ابن سبأ را در صورت داشتن وجود خارجى از خود طرد مىكنند ، و مثلًا علّامهء حلّى درباره او گويد : « عبداللَّه سبأ غالى ملعونى است و اميرالمؤمنين او را به آتش سوزانيد ، عقيدهء او اين بود كه على خداست ! و يا پيغمبر است لعنت خدا بر او باد » « 1 » .
علاوه بر علماى شيعه ، در تمامى قرون و اعصار ، چنانكه در كتابها نيز نوشتهاند ، اين افكار غلوّآميز ، در زمان حضرت على و شيعيان طبقهء اول و دورههاى بعدى كاملًا مردود بوده ، و سابقاً نيز نقل كرديم كه مدعيان وجود ابنسبأ و سبائيّه ، مىگويند كه على عليه السلام از آنها تبرى جست و با آنها جنگيد و او را با آتش سوزانيد و يا تبعيد كرد .
همين موضوع را پروفسور گويارد نيز در كتاب خود - ضمن تقسيمبندى مذاهب و فرق اسلامى بعد از معرفى فرقهء شيعه كه پيروان و هواخواهان حضرت على و فرزندان وى مىباشند - به عبداللَّه بنسبأ اشاره نموده اين طور مىنويسد : در زمان حيات على عليه السلام شخصى موسوم به عبداللَّه بنسبأ كه ابتدا يهودى بوده ، نسبت به داماد پيغمبر صلى الله عليه و آله على عليه السلام ادعاى الوهيّت نمود ، لكن اين گونه عقايد هرچه زودتر از طرف على و فرزندان وى ، و حتى از طرف شيعيان خالص آنها كه در آن زمان بودند مردود گشت « 2 » .
و در هر صورت اگر سبائى در كار بوده ، از فرقهء غلاة بوده و ربطى به شيعه ندارد چنانكه در كتاب اسلام و رجعت هم ضمن تقسيم غلاة منسوب به شيعه مىنويسد :
« غلاة به فرقههاى چندى تقسيم مىشوند ، اولين فرقهء آنها كه در واقع منشأ ساير فرق غلاة مىباشند معروف به « سبائيّه » هستند ، اينان اصحاب ابن سبأ مىباشند كه از اهل
هامش
( 1 ) . دكتر حسين على محفوظ ، تاريخ الشيعه ، ص 39 و 40 ، و همين عبارت را در جامع الروات ، محمد بن على الاردبيلى الغروى ، ج 1 ، ط 1 ، ص 485 و كتابهاى ديگر دربارهء ابنسبأ نوشتهاند
( 2 ) . پروفسور استانسيلاس گويارد فرانسوى ، سازمانهاى تمدن امپراتورى اسلام ، ترجمهء فارسى از : سيد فخرالدين طباطبائى ، ص 38 و 40 ، چاپتهران ، 1336 شمسى