حمير ! بوده است » « 1 » .
ابن خلدون در مقدمهء خود ، از كسانى كه در حق ائمه غلو كرده و معتقد به الوهيت على و ائمه بودند و على آنها را در آتش سوزانيد به عنوان « غلاة » نام مىبرد ، و البته اسمى از عبداللَّهبنسبأ ، قهرمان داستان خرافى ما نمىبرد و فقط مىنويسد :
. . . گروهى از شيعيان را هم غلاة مىنامند كه از حد عقل و ايمان درگذشتهاند ، و از اين رو به الوهيّت آن امامان اعتقاد دارند ، و على كسانى را كه دربارهء او چنين معتقداتى داشتند در آتش سوزانيد « 2 » .
كتاب ، در توضيح مربوط به اين مطلب به نقل از كتابهاى الفرق بين الفرق ، ملل و نحل ، عقدالفريد ، ابنسبأ را هم از اين طايفه شمرده و مىنويسد :
« علىبن ابىطالب عليه السلام برخى از آنان را در آتش سوزانيد ، گروهى را تبعيد نمود و از آن جمله عبداللَّه بنسبأ را تبعيد كرد » « 3 » .
مطلبى كه تذكار آن در اينجا ضرورى بهنظر مىرسد اين است كه علماى شيعه علاوه بر طرد و رفض غلاة ، خواه ابنسبأ باشد و يا هر كس ديگرى ، در تمام كتب مربوطهء خود ، غلاة را نجس و خارج از دين معرفى مىكنند : مثلًا « شيخ مفيد محمدبن نعمان » ( متولد 236 ه . ) كه از بزرگترين علماى شيعه است ، در كتاب پرارزش خود تحت عنوان : « فيالغلو . . . » مىنويسد :
غلاة از متظاهرين به اسلام آنهايى هستند كه به اميرالمؤمنين وائمهء اطهار عليهم السلام نسبت الوهيت و نبوت داده ، و در فضايل دين و دنيا ، آنها را طورى وصف كردند كه از حد
هامش
( 1 ) . اسلام و رجعت ، عبدالوهاب فريد ، تهران ، ص 63
( 2 ) . مقدمة ابن خلدون ، عبدالرحمن بنخلدون ، متولد 732 ه . و متوفى 808 ، ج 1 ، ترجمهء فارسى ، محمد پروين گنابادى ، ص ص 391 ، ط تهران ، 1336 شمسى
( 3 ) . ترجمهء فارسى مقدمهء ابن خلدون قسمت آخر ، راجع به اينكه سبائيه بر فرض وجود ، از غلاة بودهاند و هيچگونه ارتباطى با شيعه ندارند ، رجوع شود به كتابهاى : مع الشيعة الامامية ، شيخ محمد جواد مغنيه ) رئيس المحكمة الشريعة الجعفرية العليا فى بيروت ) ، ط 2 ، ص 40 ؛ عقيدة الشيعة إلامامية سيد هاشم معروف ، ط بيروت ، ص 216 ؛ مقالات الاسلاميين ابوالحسن الاشعرى ، ط 1 ، ص 85 ؛ تاريخ الشيعه ، دكتر حسين على محفوظ ، ص 39 و 40