شخصيت وى روشن شد ، ارزش روايتها و احاديث او هم روشن مىگردد .
« سيف » چنانكه در كتب فهرست ابن نديم ص 137 و ميزان الاعتدال ذهبى ج 1 ، ص 438 ، شمارهء 3581 و تهذيب التهذيب ج 4 ، ص 297 ، به نقل از علماى رجال معرفى شده است : « فردى ضعيف الحديث و بىارزش كه از افراد مجهول روايت مىكند ، و از نظر نقل روايت هم كاملًا بىاعتبار بوده و عموم روايات او بىاهميت و منكر است و خود او هم متهم به جعل حديث و زندقه است » « 1 » .
در كتاب : الاصابه و الاستيعاب مىنويسد : سيف ، متروك و ضعيف بوده و احاديث او بى اعتبار است « 2 » .
جلالالدين سيوطى در كتاب اللئالى المصنوعة فيالأحاديث الموضوعة شمارهء 233 فقط يك حديث از او نقل كرده و سپس مىنويسد :
« اين حديث جعلى است ، افراد ضعيف در آن يافت مىشود كه بدترين آنها از حيث ضعف ، سيف است » « 3 » .
بدين ترتيب سيف - از نظر علماى رجال مهم اهل سنت - متهم به بىدينى و زندقه وجعل حديث است ، و روى همين اصل هم روايات منقوله از او در هيچ كتاب معتبرى نقل نشده ، و اين تنها « طبرى » است كه با نقل احاديث او ، را معروف ساخته و داستان « ابنسبأ » را هم كه از معجولات اوست ، با نقل در كتاب خود مأخذ مورخان و نويسندگان سطحى بعدى كرده است كه آنها هم شاخ و برگهايى به آن داده ، و هرچه خواستهاند به آن اضافه كردهاند .
نظريهء كاشفالغطاء
« . . . اصولًا هيچ بعيد نيست كه ما بگوييم : « عبداللَّه بن سبأ » ، « مجنون بنى عامر » ،
هامش
( 1 ) . عبداللَّه بن سبأ ، ج 1 ، ص 17 ؛ الغدير ، ج 8 ، ص 84 و 85
( 2 ) . الاصابة ، ج 3 ، ص 230 ؛ والاستيعاب ، ج 3 ، ص 252
( 3 ) . عبداللَّه بن سبا ، ج 1 ، ص 18 و 140 و 141 ؛ الغدير ، ج 8 ص 84 و 85