و در حكم خود ستم نكند ؛ خلق نسبت به آنچه او مىداند ، مطيعند ؛ وطبق آنچه در كتاب مكنون نگاشته است ، اجرا مىكنند ؛ و بر خلاف آنچه از آنها مىداند ، عمل نكنند ؛ و غير آن را نخواهند .
در محاسن از داود بن سليمان جمّال نقل است : امام صادق عليه السلام هنگامى كه در حضورش سخن از قدر و استطاعت به ميان آمد ، فرمود :
هذا كَلامٌ خَبيثٌ ؛ أَنَا عَلى دينِ آبائي لا أَرْجِعُ عَنْهُ ؛ الْقَدَرُ حُلْوُهُ وَ مُرُّهُ مِنَ اللَّهِ ؛ وَالْخَيْرُ وَالشَّرُّ كُلُّهُ مِنَ اللَّهِ ؛ « 1 »
اين سخن پليدى است ؛ من بردين پدرانم هستم وازآن بازنگردم ؛ قَدَر ، شيرين وگوارا و تلخ و ناگوارش ، ازخداست ؛ وخوب و بد ، همه ازخداوند است .
روايات فراوانى براين سياق ، نقل شده است . شيخ صدوق رحمه الله در علل الشرائع « 2 » از عمرو بن بشر بزاز روايت مىكند : امام باقر عليه السلام در ضمن حديثى فرمود :
وَاللَّهِ لَقَدْ خَلَقَ اللَّهُ آدَمَ لِلدُّنْيا وَأَسْكَنَهُ الْجَنَّةَ لِيَعْصِيَهُ فَيَرُدَّهُ إِلى ما خَلَقَهُ لَهُ ؛
به خداوند سوگند ، خداوند آدم را براى دنيا آفريد ، واو را در بهشت منزل داد تا خداوند را نافرمانى كند ، و آنگاه اورا به آنچه براى آن آفريده بود ، بازگرداند .
روايات فراوانى دلالت دارند براين كه قضاء و قدر به معاصى نيز تعلق گرفتهاند ، البته نه از آن جهت كه معصيت مىباشند .
جامعترين روايت دراين باره ، حديثى است كه از طرق گوناگون از اميرالمؤمنين عليه السلام نقل شده است :
جاءَ رَجُلٌ إِلى أَميرِالْمُؤْمِنينَ عليه السلام ، فَقالَ : يا أَميرَالْمُؤْمِنينَ ! اخْبِرنِي عَنِ الْقَدَرِ .
فقال عليه السلام : بَحرٌ عميقٌ فَلا تَلجهُ ، فقال : يا أَميرِالْمُؤْمِنينَ ؛ أَخْبِرني عَنِ الْقَدَرِ ، قال
هامش
( 1 ) . محاسن ، ج 1 ، كتاب مصابيح الظلم ، باب 44 ، ص 283 ، ح 217
( 2 ) . عللالشرائع ، ج 2 ، باب 385 ، ص 578 ، ح 3