بخواهد واراده نمايد و مقدّر سازد و اجرا كند . آنگاه فرمود : آيا مىدانى مشيّت چيست ؟ يونس گفت : خير . امام فرمود : آن است كه آهنگ چيزى را كند . آيا مىدانى اراده يعنى چه ؟ گفت : خير . فرمود : آنكه برمشيت تمام گرداند . آنگاه فرمود : آيا مىدانى تقدير چيست ؟ گفت : خير . فرمود : تقدير همان اندازه است از طول و عرض و بقاء ؛ سپس فرمود : خداوند هرگاه چيزى را خواهد ، اراده نمايد و هرگاه اراده نمود ، اندازه آن را معين گرداند ؛ و هرگاه اندازهء آن را معين ساخت ، به آن حكم كند ؛ و هرگاه به آن حكم نمود ، آن را بگذراند .
در روايت ديگرى آمده است : « اين مرحله است كه بازگشت ندارد . » « 1 »
مرحوم صدوق در كتاب توحيد از عبداللَّهبن سليمان روايت مىكند كه : شنيدم امام صادق عليه السلام مىفرمود :
إِنَّ الْقَضاءَ وَالْقَدَرَ خَلْقانِ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ ؛ وَاللَّهُ يَزيدُ فِي الْخَلقِ ما يَشاءُ ؛ « 2 »
قضاء و قدر ، دو مخلوق از مخلوقهاى خداوندند ؛ و خداوند هر چه خواهد در خلق مىافزايد .
پايان اين روايت به مسئله بداء ، نظر دارد و آغاز آن به آنچه بيان كرديم اشاره دارد كه قضاء و قَدَر ، دو مرتبه از وجودند : گرچه آن دو را از جهت ديگرى مىتوان از مراتب علم به شمار آورد ، همانطور كه در روايات ديگر به آن اشاره شده است ؛ مانند روايتى كه صدوق رحمه الله در كتاب توحيد « 3 » از مفسّر نقل مىكند كه امام حسن عسكرى عليه السلام در بيان اوصاف خداوند فرمود :
وَلا يَجُورُ في قَضِيَّتِه ، الْخَلْقُ إِلى ما عَلِمَ مُنْقادُونَ ، وَ عَلى ما سَطَرَ فِي الْمَكْنُونِ مِنْ كِتابِهِ ماضُونَ ؛ وَلا يَعْمَلُونَ خِلافَ ما عَلِمَ مِنْهُمْ ؛ وَ لا غَيْرَهُ يُرِيدُونَ ؛
هامش
( 1 ) . مصدر اول ، ص 244 ، ح 237
( 2 ) . توحيد ، باب 60 ، ص 364 ، ح 1
( 3 ) . همان ، باب 2 ، ص 47 ، ح 9