روايات آمده است : « شيطان با فرشتگان بود اما از آنان نبود ، ولى فرشتگان گمان مىكردند كه او از آنان است . » « 1 » و اين به خاطر آن بود كه هنوز نافرمانى و مخالفت او ظاهرنگشته بود .
و چه بسا از اينجا معناى تولدِ فرزندان او به دست آيد ، خداوند فرمود :
« أَ فَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّيَّتَهُ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِي وَ هُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ »
« 2 » ( آيا شما شيطان و فرزندان او رادوست خود گرفتيد ، در صورتى كه آنها باشما دشمنند ) .
و در تفسير عياشى از جابر نقل است كه رسول خدا فرمود :
. . . فَقالَ إِبْليسُ : رِبِّ هذَا الَّذي كَرَّمْتَ عَلَيَّ وَ فَضَّلْتَهُ وَ إِنْ لَمْ تُفَضِّلْ عَلَيَّ لَمْ أَقْوِ عَلَيْهِ . قالَ : لا يُولَدُ لَهُ وَلَدٌ إِلّا وُلِدَلَكَ وَلَدانِ . . . ؛ « 3 »
. . . ابليس گفت : خدايا ! آدم را بر من گرامى داشتى و برترى دادى ، و اگر امتيازى به من ندهى بر او قدرت نيابم . خداوند فرمود : در برابر هر يك فرزند او براى تو ، دو فرزند خواهد بود . . . .
و اين تعبير براى بيان كثرت است ، به شهادت روايتى كه در تفسير عياشى از امام صادق عليه السلام نقل است : « سوگند به آنكه محمد صلى الله عليه و آله و سلم را به حق مبعوث كرد ، شيطانها و ابليسهاى گرد مؤمن ، بيش از زنبورهاى اطراف گوشت است » . « 4 » و در كافى از امام صادق عليه السلام نقل است : « شيطان را ياورى است به نام تمريح كه درشب ، شرق تا غرب را پر مىكند » . « 5 » اين حديث داراى مضمون شگفتى است .
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 60 ، ص 217 - 218 ؛ كافى ، ج 2 ، ص 303 ؛ تفسير على بن ابراهيم قمى ، ج 1 ، ص 36 ؛ تفسير عياشى ، ج 1 ، ص 34
( 2 ) . كهف ، آيهء 50
( 3 ) . بحار الانوار ، ج 60 ، ص 220 ؛ تفسير عياشى ، ج 1 ، ص 276 - 277
( 4 ) . بحارالانوار ، ج 60 ، ص 257 ، تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 301
( 5 ) . روضه كافى ، ج 8 ، ص 232