« ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى * أَ فَتُمارُونَهُ عَلى ما يَرى »
« 1 »
دل آنچه راديد ، دروغ نگفت : آيا شما كافران آنچه را رسول مشاهده كرد ، انكار مىكنيد .
و روشن است كه مقصود از « قلب » عضو گوشتى صنوبرىاى كه طرف چپ معده قرار دارد ، نيست ؛ بلكه چيزى است كه مىفهمد و مىانديشد ، يعنى روح . بنابراين نزول آن بر قلب ، تنها در صورت مجرّد بودن آنچه فرود مىآيد ، صحيح خواهد بود ، مانند وجود معنا .
و از جملهء آن نصوص ، آيه ذيل و آيات مشابه آن است :
« وَ قالُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ وَ لَوْ أَنْزَلْنا مَلَكاً لَقُضِيَ الْأَمْرُ ثُمَّ لا يُنْظَرُونَ * وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَكاً لَجَعَلْناهُ رَجُلًا وَ لَلَبَسْنا عَلَيْهِمْ ما يَلْبِسُونَ »
« 2 »
و گفتند : چرا بر او فرشتهاى نازل نمىشود ؟ اگر فرشتهاى بفرستيم كارتمام شود و ديگر لحظهاى آنها مهلت نخواهند يافت ؛ و چنانچه فرشتهاى را به رسالت فرستيم او را به صورت بشرى درخواهيم آورد و برآنان همان لباسى كه مردمان پوشند ، بپوشانيم .
زيرا ظاهر آيه آن است كه نازل كردن فرشته با همان پوشش فرشتهاى و وجود ملكوتىاش ، ملازم با اتمام كار ، و باقى نماندن مهلت ، و وارد شدن مردم در جهان پس از مرگ مىباشد ، تا همسنخ و همجنس فرشتگان شوند ؛ و آن جهان ، مجرد ازماده است ؛ و وجود فرشتگان از آن است ، پس آنها مجرّد مىباشند .
[ در ميان روايات نيز به گروههاى مختلفى دراين رابطه مىتوان تمسك نمود كه در اينجا به پارهاى از آنها اشاره مىكنيم : ]
هامش
( 1 ) . نجم ، آيات 11 - 12
( 2 ) . انعام ، آيات 8 - 9