فرمود : در كنار او قرار گرفت چون دانش چگونگىها در آن است ، و درآن است ابواب آشكار بداء و ثبوت آنها و بستن گشودنشان . پس اين دو ، در همسايگى همند ، يكى ، ديگرى را در ظرف [ علم وسعهء تأثيرش ] حمل مىكند ، ودانشمندان به مثال متوجه شوند تا برصحت مدعايشان استدلال كنند ، زيرا خداوند رحمتش را به هر كه خواهد اختصاص دهد ، و او نيرومند و عزتمند است .
در جمله « وَ فيهِ الظَّاهِرُ . . . » مرجع ضمير كرسى است ، و با توجه به مطالب گذشته ، روشن است كه چراكرسى چنين است .
در جمله « أَحَدَهُمَا حَمَلَ صَاحِبَهُ . . . » . مىتوان ضمير را به هريك از عرش و كرسى برگرداند و هركدام وجهى دارد ، زيرا به نحوى ظاهر ، حامل باطن است ، همان گونه كه باطن ، حامل ظاهر مىباشد . اما در روايات ، سخنى از اينكه عرش حامل كرسى باشد ، به ميان نيامده است ، ولى گاهى عكس آن يافت مىشود .
و ظاهر جملهء « وَ بِمَثَلٍ صرّفَ الْعُلَماءُ . . . » آن است كه فعل « مجهول » باشد ( صُرِّف ) گرچه « معلوم » بودن آن نيز صحيح مىباشد ؛ وذكرآن حقائق درقالب مثال براى آن است كه پردهاى باشد دربرابر اسرار الهى .
در جمله « وَ لِيَسْتَدِلُّوا عَلى صِدْقِ دَعْواهُما . . . » ظاهراً مرجع ضمير ، عرش و كرسى است ، زيرا با مثال زدن ، دليل عرضه مىشود ، ( دقت شود ) و مىتوان علوم گوناگونى راكه امام عليه السلام در عرش و كرسى محسوب داشت ، از آياتى كه درباره آن دو ، سخن گفته است ، به دست مىآورد .
در احتجاج كلامى از اميرالمؤمنين نقل است كه به مطالب پيشين اشاره دارد .
بنابراين نقل ، امام عليه السلام در پاسخ كسى كه از فاصلهء ميان زمين و عرش سؤال نمود ، فرمود : « قَوْلُ الْعَبْدِ مُخْلِصاً : لا إِله إِلّا اللَّهُ » « 1 » ( فاصله ميان آن دو به اندازه يك لاإله إلّااللَّه
هامش
( 1 ) . احتجاج ، ص 259 ، قوله عليه السلام « سلوني قبل أن تفقدوني » وأجوبته مسائل ابن الكواء