تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل توحيدى ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
الْأَرْضِ خَلِيفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ »
؛ فَرَدُّوا عَلَى اللَّهِ - تَبارَكَ وَ تَعالى - هذا الْجَوابَ ، فَعَلِمُوا أَنَّهُمْ أَذْنَبُوا ، فَنَدِمُوا ، فَلاذُوا بِالْعَرْشِ ، فَاستَغْفَروُا ، فَأَحَبَّ اللَّهُ تَعالى أَنْ يَتَعَبَّدَ بِمِثْلِ ذلِكَ الْعِبادَ ، فَوَضَعَ فِى السَّماءِ الرَّابعَةِ بَيْتاً بِحِذاءِ الْعَرْشِ يُسَمَّى الضُّراحَ ، ثُمَّ وَضَعَ فِى الْسَماءِ الْدُنْيا بَيْتاً يُسمَّى الْبَيْتَ الْمَعْمُورَ بِحِذاءِ الضُّراحِ ، ثُمَّ وَضَعَ هذا الْبَيْتَ بِحِذاء الْبَيْتِ الْمَعْمُورِ ، ثُمَّ أَمَرَ آدَمَ فَطافَ بِهِ ، فَتابَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ جَرى ذلِكَ في وُلْدِهِ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ ؛ « 1 » سبب گشتن گرد خانه خدا ، آن است كه خداوند متعالى به فرشتگان فرمود : من جانشينى در زمين قرار خواهم داد . آنان گفتند : آيا در زمين كسى را قرار دهى كه درآن تباهى كند و خون بريزد . چنين پاسخ خداوند را دادند و دانستند كه گناه كردند ، آن‌گاه پشيمان شدند و به عرش پناه آوردند و از خداوند آمرزش طلبيدند ، پس خداوند را خوش آمد كه بندگان را به مانند آن متعبّد ساز ، از اين رو ، خانه‌اى موسوم به « ضُراح » در آسمان چهارم محاذى عرش قرارداد ، سپس در آسمان دنيا ، خانه‌اى موسوم به « بيت‌المعمور » در برابر « ضراح » قرارداد و آن‌گاه اين خانه را محاذى بيت‌المعمور بنا نهاد ، و سپس آدم را فرمان داد ، و آدم گرد آن گشت ، پس خداوند توبهء او را پذيرفت ، و اين امر در فرزندان او تا روز رستاخيز استمرار يافت . اين مضمون ، در روايات فراوانى آمده است ، و از آنها استفاده مىشود كه نسبت عرش به عالم خود ، همانند نسبت كعبه به عالم دنياى ماست ؛ و در بحثى كه پيرامون حجاب‌ها داشتيم اين روايت را آورديم كه : « خورشيد يك بخش از هفتاد جزء نوركرسى است وكرسى يك هفتادم از نور عرش است » . از اين روايت به دست مىآيد كه نسبت عرش به اطرافش ، مانند نسبت خورشيد به عالم دنياى ماست ، زيرا خداوند چنين فراهم آورده است كه خورشيد ، تدبير و نظام اجسام اطرافش را به عهده دارد . از مجموعه ابحاث گذشته ، روشن مىشود كه عرش ، باطن عالم تجرّد است كه
هامش
( 1 ) . علل‌الشرائع ، ج 2 ، باب 142 ، ص 406 ، ح 7