پست هركسى ، همان وجود دنيوى او با لوازمش مىباشد ، و فريبش به آن است كه آدمى را به خود مشغول سازد ؛ و نيز فرمايد :
« وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ »
« 1 »
( اين زندگانى دنيا جز هوسرانى و بازى ، چيز ديگرى نيست ، و زندگانى ، همان خانه بازپسين است ) .
« وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا مَتاعُ الْغُرُورِ »
« 2 »
( زندگانى دنيا ، چيزى جز كالاى فريب نيست . )
« لعب » عبارت است از پرداختن به كارى براى يك هدف خيالى كه واقعيتى درخارج ندارد ، و « لهو » چيزى است كه از غير خود بازدارد و انسان را به خود مشغول سازد ؛ پس اين آيات دلالت دارند بر اينكه زندگى دنيوى كه همان وجود دنيوى است ، خيالى بيش نيست كه انسان را از حقيقتى كه همان زندگى بازپسين است ، باز مىدارد .
اين واقعيت در آيات فراوانى بيان شده و به آن اشارت رفته است ، از جمله آيات ذيل :
« وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَعْمالُهُمْ كَسَرابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ ماءً حَتَّى إِذا جاءَهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئاً وَ وَجَدَ اللَّهَ عِنْدَهُ فَوَفَّاهُ حِسابَهُ »
« 3 »
« و آنان كه كافرند ، اعمالشان درمثل به سرابى ماند دربيابان هموار بىآب كه انسان تشنه آن را آب پندارد ، و به جانبش شتابد ، و چون بدانجا رسد آن را هيچ نيابد و خدا را حاضر ببيند كه به حساب كارش تمام و كامل برسد » .
« وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ »
« 4 »
هركه را خداى نور نبخشيد ، هرگز جان روشنى نخواهد داشت .
هامش
( 1 ) . عنكبوت ، آيهء 64
( 2 ) . آل عمران ، آيهء 185
( 3 ) . نور ، آيهء 39
( 4 ) . همان ، آيهء 40