تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل توحيدى ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
دارد ؛ و آن همان طبيعتى است كه اگر خودش لحاظ گردد ، كلى نخواهد بود بلكه جزئى مىباشد ، ليكن ازماده و انفعال‌هاى آن به دور است ، ولى درعين حال ، افعال موجود در فرد مادى انسان با او همراه است . بنابراين ، اگر يك موجود جوهرى مادى وطبيعى را درنظر بگيريم ، سه جهت در آن‌جا ، تحقق خواهد داشت : 1 . وجود جوهرى كه از تقيّد به ماده واحكامىكه با ماده است ، مجرّد و مبراست . 2 . وجودجوهرى كه ازماده مبراست نه از احكامىكه با ماده است . 3 . وجود جوهرى مادى . و اين سه ، همان است كه فلاسفه آن را « وجود مجرد » و « وجود مثالى » و « وجود مادى » مىنامند . و بايد دانست كه اتصاف مرتبهء وجود مثالى انسان مثلًا به افعالى كه از مرتبه وجود مادى او تحقق مىيابد ؛ روا مىباشد ؛ چراكه در غير اين صورت ، اتصاف به افعال ، در آن مرتبه ، محال خواهد بود ؛ پس ميان آن مرتبه از وجود با اين افعال ، نوعى نسبت برقرار است ، و چون سخن در وجود است و وجود نسبت به دليل غير مستقل بودن آن ، جز باتحقق دو طرف خويش ، تحقق نمىيابد ، آن افعال به نحوى در مرتبه وجود مثالى ، موجود خواهد بود ، مانند عكس آن ؛ و چون ضرورتاً مرتبهء وجود مثالى فى نفسه ، مقدّم بر مرتبهء افعال است ، ميان آنها تقدم و تأخر وجودى خواهد بود ، در نتيجه ميان وجود مثال و مرتبهء افعال چينشى بر حسب مرتبه و عليّت و معلوليت و ظاهريت و مظهريت ، برقرار مىباشد ، درنتيجه آنها دو مرتبه از مراتب ظهور وجود خواهند بود . و با بيانى شبيه آنچه گذشت ، روشن مىشود كه چنين نسبتى ميان وجود مجرد و وجود مثالى نيز تحقق دارد . تمام آنچه گفته شد ، درباره آن دسته از امور موجود درمرتبه طبيعت است كه ويژه هريك از انواع مىباشد ، و نظير آن دربارهء امورى كه دربيش از يك نوع يا درهمهء انواع موجودات طبيعى تحقق دارد ، جارى مىگردد ؛ پس روشن شد كه بالاتر ازمرتبه