تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل توحيدى ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
گرچه غافل نبوديم ، ليكن گناه از پدران ماست و چون ما فرزندانشان بوديم ، از آنان درشركى كه ورزيدند پيروى نموديم ؛ آيا ما را به واسطه كار اين نادرستان ، هلاك مىگردانى ؟ بنابراين ، مقصود از آيه ، چنين خواهد شد كه : اين اخذ و گواه ساختن ، تنها براى آن است كه خود غفلت و يا اثر آن ، بر طرف گردد ؛ و نيز اثر پيروى ناشى از ولادت ، از ميان برود گرچه پيرو درغفلت نباشد ؛ و روشن است كه غايت دوم بر اين اخذ و گواه ساختن ، مترتب نمىگردد ، چون ازميان رفتن غفلت ، عذررا - هرچه باشد - بر طرف مىكند و چيز ديگرى قاطع عذر نيست . پس علاوه كردن هر غايت ديگرى برغايت نخستين ، موجب قبح وزشتى كلام مىگردد كه سخن خداوند سبحان از آن منزّه است ؛ و اگر جملهء
« أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ »
را غايت براى « واشهدهم » قراردهيم ، و جملهء
« أَوْ تَقُولُوا إِنَّما أَشْرَكَ »
را غايت براى
« وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ »
در نظر بگيريم ، قبح و زشتى كلام ، افزون مىشود ، زيرا معنا چنين خواهد شد : « پروردگار تو فرزندان بنىآدم را از پشت آنان برگرفت ، و آنها را از يك‌ديگر منفك ساخت تا برخى به سبب عدم جدايى ازيك‌ديگر ، پيرو برخى ديگر نباشند ، تا مبادا روز قيامت بگويند : آنان كه شرك ورزيدند ، پدران ما بودند ، پس چرا ما را عذاب مىكنى » وجه قبح اين كلام ، آن است كه پس از فرض جدانشدن آنها ، پدر و فرزندى در كار نخواهد بود . بنابراين ، محل شهادت نمىتواند موطن زندگى دنيا باشد ، بلكه آيهء شريفهء
« أَوْ تَقُولُوا إِنَّما أَشْرَكَ آباؤُنا . . . »
مىرساند كه موضعى بوده كه اگر فرزندان از پدرانشان تفكيك نمىشدند ، تبعيت صرف ، مؤثّر مىگشت ، و عمل شرك تنها يك عمل بود كه پدران ، مرتكب آن شده اند ، نه فرزندان ، تا آن‌جا كه فرزندان درروز قيامت خواهند گفت : « ما به پدرانمان پيوسته بوديم و به تبعيت آنان ، موجود بوديم ، وشرك ورزيدن ، عمل آنان بود ، پس چه چيز موجب گشت بعد از جداكردن ما از آنها و تفكيك ميان وجود ما و آنها ، عذاب شويم » . خداوند سبحان خبرداد كه او درآن موطن ميانشان جدايى افكند تا عذرى نداشته باشند ؛ و آيه
« أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا