فرمود : سوى آتش رويد ، و برايم مهم نيست .
اينها نمونههايى از روايات مربوط به سرشت بود كه شامل پنج نحوه از بيان مىباشند و روايات هر دسته ، فراوانند و همانطور كه معلوم گشت بازگشت ، همه به يك امرست .
د ) روايات مربوط به [ عالم ] ذرّ و ميثاق
اين روايات كه فراوانند ، بيانگر آن هستند كه خداوند سبحان ، پيمان را برسعيد وشقى ، عرضه داشت ، و از آنها بر ربوبيت خويش وثابت بودن حق وپوچ بودن باطل ، اقرار گرفت ، همانطور كه آياتى از قرآن كريم به دان اشارت دارد ، [ مانند آيات 172 و 173 از سورهء اعرافّ : ]
« وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلِينَ أَوْ تَقُولُوا إِنَّما أَشْرَكَ آباؤُنا مِنْ قَبْلُ وَ كُنَّا ذُرِّيَّةً مِنْ بَعْدِهِمْ أَ فَتُهْلِكُنا بِما فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ »
و بهياد آر هنگامى كه پروردگار تو از پشت فرزندان آدم ، ذريهء آنها را برگرفت و آنها را برخود ، گواه ساخت كه آيا من پروردگارشما نيستم ؟ همه گفتند : بلى ، ما به خدايى تو گواهى دهيم كه ديگر درروزقيامت نگوييد : ما از اين واقعه ، غافل بوديم ، يا آنكه نگوييد كه : چون منحصراً پدران ما به دين شرك ، آلوده بودند و ماهم فرزندان بعد از آنها بوديم ، پيروى از پدران خود كرديم ؛ آيا به عمل زشت اهل باطل ، ما را به هلاكت خواهى رساند .
دراين آيه ، خداوند سبحان بيان مىكند كه ذريهء بنى آدم را از پشتشان برگرفت و از آنها برربوبيت خويش ، اقرار گرفت ؛ [ و اگر چه ظاهر ابتدايى آيه آن است كه اين مسئله ، مربوط به فرزندان آدم است ولى ] روشن است كه شخص آدم عليه السلام از اين امر مستثنا نيست و او هم با آنان بوده است ، و درواقع ، اين گواهى درحق او و همهء