تلاوت فرمود : نه چنين است ؛ همانا نامه نيكان در علّيّين است ، وچگونه به حقيقت علّيّين آگاه توانى شد ؛ كتابى است نوشته شده كه آن را مقرّبان درگاه حق ، مشاهده كنند . و [ سپس فرمود ] خداوند - تبارك و تعالى - دلهاى دشمنان ما را از طينتى از سجّين آفريد ، و كالبد آنان را از سرشت پستترى خلق نمود ، و دلهاى پيروان آنان را از آنچه مايهء آفرينش بدنهاى آنها بود آفريد ؛ پس دلهاى ايشان به سوى آنها مىگروند ، آنگاه اين آيات را تلاوت نمود : همانا نامه گنهكاران در سجّين است ، وچگونه به حقيقت سجين آگاه توانى شد ، كتابى است [ كه به قلم حق ] نوشته شده است ، واى درآن روز به حال تكذيب كنندگان .
4 . شيخ صدوق رحمه الله در عللالشرائع از حبهء عرنى روايت مىكند كه على عليه السلام فرمودند :
إِنَّ اللَّهَ - عَزَّوَجَلَّ - خَلَقَ آدَمَ مِنْ أَديمِ الأَرْضِ ، فَمِنْهُ السِّباخُ ، وَ مِنه الْمِلَحُ ، وَ مِنْهُ الطَّيِّبُ ، فَكَذلِكَ في ذُرِّيَّتِهِ الصَّالِحُ وَالطَّالِحُ ؛ « 1 »
خداوند - عزّوجلّ - آدم را از روى زمين آفريد ، پس بعضى از آن شوره زارها ، و بعضى از آن نمكها ، و بخشى هم پاك و طيّب است ، همچنين در فرزندان او برخى نيكوكار و برخى تبهكارند .
اين معنا و نظاير آن را مىتوان بر رابطهاى كه ميان تركيب بدنها و مزاجها از طرفى و خصلتها واعمال از طرف ديگر ، وجود دارد ، حمل نمود ؛ روايت ذيل ، اين احتمال را تأييد مىكند .
5 . در نهجالبلاغه از مالك بن رحيه نقل شده است كه گفت : خدمت اميرمؤمنان عليه السلام بوديم ، در آنجا سخن از تفاوتهاى مردم به ميان آمد ، امام عليه السلام فرمود :
إِنَّما فَرَّقَ بَيْنَهُمْ مَبادِئُ طِيَنِهِمْ ، وَ ذلِكَ أَنَّهُمْ كانُوا فِلْقَةً مِنْ سَبَخِ أَرْضٍ وَ عَذْبِها ، وَ حَزْنِ تُرْبَةٍ وَسَهْلِها ، فَهُمْ عَلى حَسَبِ قُرْبِ أَرْضِهِمْ يَتَقارَبُونَ ، وَ عَلَى قَدْرِ اخْتِلافِها
هامش
( 1 ) . عللالشرائع ، ج 1 ، باب 77 ، ص 83 ، ح 3