بائِنٌ مِنْهُ ؛ فَقالَ : أَفَلَيْسَ إِذا غابَتِ الشَّمْسُ وَ سَقَطَ الْقُرْصُ عادَ إِلَيْهِ فَاتَّصَلَ بِهِ كَما بَدا مِنْهُ ؟ فَقُلْتُ لَهُ : نَعَمْ ؛ فَقالَ : كَذلِكَ وَاللَّهِ شيعَتُنا مِنْ نُورِ اللَّهِ خُلِقُوا وَ إِلَيْهِ يَعُودُونَ ، وَاللَّهِ إِنّكُمْ لْمُلْحَقُونَ بِنا يَوْمَ الْقِيامَةِ ؛ « 1 »
آن اندوه وشادمانى ، از ما به شما مىرسد ، زيرا هرگاه غم و يا سرورى برما وارد شود ، برشما نيز وارد مىگردد ، چرا كه ما وشما از نور خداوند - عزّوجلّ - هستيم و او ما و سرشت ما و سرشت شما را يكى قرار داد و اگر سرشت شما همان گونه كه گرفته شده بود رها مىشد ، ما وشما يكسان مىبوديم ؛ اما طينت شما با سرشت دشمنانتان آميخته گرديد ؛ و اگر اين آميزش نبود ، هرگز مرتكب گناه نمىشديد ؛ گفتم : فدايت شوم ! آيا سرشت و نور ما همانگونه كه آغازشد ، باز مىگردد ؟ امام عليه السلام فرمود : آرى ، به خدا سوگند ؛ اى بنده خدا ! از اين پرتو درخشان خورشيد برايم بگو ، آيا پيوسته به آن است يا از آن جدا مىباشد ؟ عرض كردم : فدايت شوم ! بلكه از آن جدا مىباشد . آنگاه فرمود : مگر نه آن است كه وقتىخورشيد پنهان مىشود و پايين مىرود ، به آن باز مىگردد و همان گونه كه از او آغاز شد به او متّصل مىگردد ؟ گفتم : آرى . پس فرمود :
به خدا سوگند همچنين پيروان ما از نور خداوند آفريده شده و به سوى او بازگردند ، به خدا سوگند شما روز رستاخيز به ما مىپيونديد .
2 . شيخ طوسى رحمه الله در امالى از يحيىبن عبداللَّهبن الحسن از پدرش و نيز از جعفربن محمد عليه السلام از پدرشان از جدشان عليه السلام روايت مىكند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود :
إِنَّ فِي الْفِرْدوسِ لَعَيْناً أَحْلى مِنَ الشَّهْدِ وَأَلْيَنَ مِنَ الزَّبَدِ وَأَبْرَدَ مِنَ الثَّلْجِ وَأَطْيَبَ مِنَ الْمِسْكِ ، فيها طينَةٌ خَلَقَنَا اللَّهُ - عَزَّوَجَلَّ - مِنْها وَ خَلَقَ مِنْها شيعَتَنا ، فَمَنْ لَمْتَكُنْ مِنْ تِلْكَ الْطِّينَةِ فَلَيْسَ مِنَّا وَلامِنْ شيعَتِنا ، وَ هِيَ الْميثاقُ الَّذي أَخَذَ اللَّهُ - عَزَّوَجَلَ - عَلَيْهِ وِلايَةَ عَلِيِّ بْنِ أَبي طالِبِ عليه السلام ؛ « 2 »
هامش
( 1 ) . عللالشرائع ، ج 1 ، باب 84 ، ص 93 ، ح 2
( 2 ) . امالى طوسى ، ج 2 ، باب 34 ، ص 269 ، ح 6