آغاز حديث به آيه
« هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ فَمِنْكُمْ كافِرٌ وَ مِنْكُمْ مُؤْمِنٌ »
« 1 » اشاره دارد .
ج ) روايات مربوط به طينت وسرشت
اين دسته ، شامل روايات فراوانى است كه با مضامين گوناگونشان دلالت دارد بر اينكه ريشه و بن سعادتمندان و شقاوتمندان و اصلى كه از آن آفريده شده و آغاز يافتهاند ( كه از آن به طينت تعبير مىشود ) ، گوناگون است . طينت وسرشت اهل سعادت از عالم نور وبهشت و علّيين وسرزمين پاك و آب شيرين و گوارا مىباشد كه بازگشت همه - همانگونه كه اشاره خواهد شد - به يك امر است ؛ و طينت و سرشت اهل شقاوت از عالم تاريكى و آتش وسجّين وسرزمين شوره زار ناپاك و آب تلخ مىباشد ، كه مرجع همه ، به يك امر است ؛ و نيز دلالت دارد براينكه تمام اقسام سعادت وشقاوت و خير وشرى كه در حركت خود از وطن اصلى تا بازگشت دوباره به سوى آن ، باآن مواجه مىشوند ، از آثار سرشتى است كه از آن آفريده شدهاند ، و هرگز تغييرى در سنّت الهى نخواهى يافت .
آنچه را كه اين روايات بيان مىكنند ، مستفاد از آياتى است كه به برخى از آنها اشاره مىشود :
« كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ * فَرِيقاً هَدى وَ فَرِيقاً حَقَّ عَلَيْهِمُ الضَّلالَةُ »
« 2 »
چنان كه شما را درآغاز آفريد ، ديگر بار به سويش بازآييد ؛ گروهى را هدايت نمود و بر گروهى ، گمراهى ثابت گشت .
آيهء فوق ، اين حقيقت را بيان مىكند كه آنان همچنانكه دربازگشت دو گروهند ، درآغاز نيزدو گروه بودهاند . آنگاه مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . تغابن ، آيهء 2
( 2 ) . اعراف ، آيات 29 - 30