تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل توحيدى ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
« كَلَّا إِنَّ كِتابَ الفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ وَ ما أَدْراكَ ما سِجِّينٌ كِتابٌ مَرْقُومٌ وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ الَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ وَ ما يُكَذِّبُ بِهِ إِلَّا كُلُّ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ إِذا تُتْلى عَلَيْهِ آياتُنا قالَ أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ كَلَّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ ثُمَّ إِنَّهُمْ لَصالُوا الْجَحِيمِ ثُمَّ يُقالُ هذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ كَلَّا إِنَّ كِتابَ الْأَبْرارِ لَفِي عِلِّيِّينَ وَ ما أَدْراكَ ما عِلِّيُّونَ كِتابٌ مَرْقُومٌ يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِي نَعِيمٍ »
« 1 » نه چنين است ، همانا نامه گنه‌كاران درسجين است ، وچگونه به حقيقت سجين آگاه توانى شد ، كتابى است [ كه به قلم حق ] نوشته شده است ؛ واى درآن روز به حال تكذيب كنندگان . . . چنين نيست ( كه شما كافران پنداشتيد ) نامهء نيكان در علّيّين است ، و چگونه به حقيقت علّيين آگاه توانى شد ؛ كتابى است نوشته شده كه آن را مقرّبان درگاه حق مشاهده كنند ؛ محقّقاً نيكوكاران از نعمت‌هاى حق ، بهره‌مندند . و خداوند سبحان فرمايد :
« كُلُّ أُمَّةٍ تُدْعى إِلى كِتابِهَا »
« 2 » هرملّتى به سوى كتاب خويش ، خوانده شود . در رسالهء وسائط ، بيان كرده‌ايم كه كتاب هرموجودى ، عبارت است از يك رشته امور وجودى كه همان ذات آن موجود و آثار و لوازم وپيروهاى آن مىباشد ، و آن كتاب از يك اصلى نسخه بردارى شده است و آن‌هم از يك اصل ديگرى تا به اصل يگانه‌اى كه همان « ام‌ّالكتاب » است برسد ؛ و اگر در اين آيات ، دقت كنيد ، مىيابيد كه علّيّين وسجّين ، دو كتاب كلّى است كه كتاب نيكان و بدان درآن ، مىباشد ، و درواقع همان بهشت ودوزخ است ، وسرشت نيكوكار و تبه‌كار از آن گرفته شده است ؛ وخداوند سبحان فرمايد :
هامش
( 1 ) . مطففين ، آيات 7 - 22 ( 2 ) . جاثيه ، آيهء 28