تعجّب به دندان بايد بگزد .
و اى كاش من مىفهميدم كه چگونه ساختگى بودن مىتواند در اين موقف علمى دقيقى كه افهام علماء حتّى پس از آنكه علىّ بن أبى طالب درش را باز كرد و پردهاش را بر گرفت ، قدرت و قوّتِ وقوف بر آن را نيافت ؛ راه پيدا كند ؟ و قرون متماديه بعد از افكار مترقّى در طول هزار سال در راه سير تكاملى فكرى نتواند به آن برسد ؛ و غير از علىّ بن أبى طالب ، نه صحابه و نه تابعين نتوانستند اين بار را حمل كنند ، و بر اين حقيقت واقف گردند ، و طاقت ادراك آن را داشته باشند .
آرى ! كلام اين گونه افراديكه « نهج البلاغة » را به ساختگى بودن مىخواهند از صحنه خارج كنند ، با بلندترين آهنگ فرياد مىزند كه : آنان چنين پنداشتهاند كه حقائق قرآنيّه و اصول عاليهء علميّه ، جز مفاهيم عامّه كه در دست همه است چيز دگرى نيست ؛ و فقط تفاضل ، به الفاظ فصيح و بيان بليغ است .
ما اين نمونه را در اينجا آورديم تا معلوم شود كه آنچه در خُطَب و روايات آمده مطالب مبتذل عامّى نيست ؛ بلكه بسيارى از آنها نياز به فهم قوىّ و برهان قويم دارد . و بر همين اساس استاد علّامهء طباطبائى تقويت فكر و تصحيح قياس و بطور كلّى منطق و فلسفه را لازم ؛ و قبل از رجوع به اين خزائن علميّهء اهل بيت عليهم السّلام ، فلسفه را مشكلگشا و راهنماى وحيد اين باب مىدانستند .
و از اين گذشته ، حجّيّت روايات براى ما بواسطهء برهان عقلى است ؛ و رجوع به اخبار و تعبّد به آن و اسقاط ادلّهء عقليّه ، موجب تناقض و خُلف مىشود ؛ و اين مَحال است .
و بعبارت ساده ، اخبار وارده قبل از رجوع بعقل و ترتيب قياس حجّيّتى ندارند ؛ و بعد از رجوع بعقل ، ديگر مَيزى و فرقى بين اين قياس عقلى و سائر ادلّهء عقليّه نيست . و در اين صورت ملتزم شدن بمفاد اخبار و نفى ادلّهء عقليّه
مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 54
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٥٤