تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
ننموده و مهمل گذارده‌اند . اين كتاب‌هاى جوامع احاديث و اين كتاب‌هاى تفسير است كه همگى در مَرآى و منظر ماست ؛ و در تمام آنها اثرى از اين حقيقت به چشم نمىخورد ، نه با بيانى كه شرح آيات قرآن را دهد ، و نه با طىّ طريق برهان و استدلال . و نديديم ما كسى كه بتواند از اين حقيقت بُرقع بر افكند ، مگر آنچه در كلام إمام علىّ بن أبى طالب عَلَيه أفضلُ السَّلام ، بخصوص ديده شده است . آرى كلام علىّ اين درِ بسته را گشود و پرده را برداشت ؛ و با بهترين و روشن‌ترين راهى و واضح‌ترين طريقى از براهين ، حجاب را از رخ آن برداشت . و عجيب آنست كه بعد از علىّ اين كلام دربارهء اهل فلسفه و تفسير و حديث ديده نشده تا بعد از هزار سال از هجرت در كلام فلاسفهء اسلام « 1 » آمد ؛ و آنها خود گفتند كه ما اين حقيقت را از علىّ گرفته‌ايم . و اين سرّ آن بود كه ما نمونه‌هائى از آن كلمات علىّ را ذكر كرديم ؛ چون اين گونه سلوك احتجاجى برهانى در كلام غير از او ديده نشده است كه همهء آنها مبنى بر صرافت وجود و أحديّت ذات اقدس خدا باشد جلّتْ عظمتُه . و سپس علّامه در پاورقى فرموده‌اند : در اينجاست كه مرد ناقد خبير و متدبّر و متفكّر عميق از آنچه از بعض از علماء اهل بحث و گفتگو صادر شده است كه اين خطبه‌هاى حضرت أمير المؤمنين كه در « نهج البلاغة » آمده است انشاء حضرت نيست ، و از ساختگىهاى سيّد رضىّ است ؛ سر انگشت
هامش
( 1 ) مراد از فلاسفهء اسلام بعد از هزار سال از هجرت ، صدر المتألّهين است كه او در كتاب‌هاى خود قائل به وحدت بالصّرافه بودن ذات حقّ شد و اين معنى را به ابلغ وجهى به ثبوت رسانيد ، و كلام ابن سينا را در توحيد عددى بودن ذات حقّ نفى كرد . صدر المتألّهين در حدود سنهء 979 هجريّهء قمريّهء در شيراز متولّد شده است .
مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 53 | السيد محمدحسين الطباطبائي