تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨
كه لحن خطاب تغيير مىكند ، و يك جملهء نامناسب راجع به اهل بيت رسول خدا وارد مىشود بطوريكه ضميرهايش ضمير جمع مخاطب مذكّر است ؛ مثل
عَنْكُمُ
و
يُطَهِّرَكُمْ
، و عيناً مانند وصلهء ناهموارى است كه به خوبى مشخّص مىسازد كه ربطى به آيهء قبل و بعد ندارد ؛ و جاى اين خطاب در اينجا نيست . ولى در اينجا آورده‌اند ، تا بواسطهء ملابست ، اذهان عامّه را متوجّه زوجات رسول الله بگردانند ، و حَسَنهء تطهير و فقدان رجس را به آنها بچسبانند . و در نتيجه آيهء دوّم بواسطهء ادخال اين زيادى به صورت دو آيه درآمده است ، و تا
يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً
را يك آيه و تا
لَطِيفاً خَبِيراً
را آيه‌اى ديگر قرار داده ، و مجموعاً آيات راجع به نِساءُ النَّبىّ را سه آيه كرده‌اند . « 1 »
هامش
( 1 ) آية الله سيّد شرف الدّين عاملى در كتاب « الكلمةُ الغرّآء فى تَفضيلِ الزّهرآء » كه با طبع دوّم « الفُصولُ المُهمّة » در يك جا تجليد شده است ، در ص 213 و 214 يكى از جوابهاى خود را اين قرار داده‌اند كه : آيهء تطهير ، استطرادى است كه در ميان آيتين وارد شده است . ايشان مىگويند : در كلام بلغاء جمله‌هاى استطرادى كه به عنوان اعتراض داخل در گفتار مىشود وجود دارد ؛ و آن عبارت است از تخلّل جملهء اجنبيّه از جهت معنى ، در ميان كلام متناسق ؛ مثل قولِه تعالَى در حكايت خطاب عزيز مصر به زوجه‌اش در وقتى كه به او مىگويد :إِنَّهُ مِنْ كَيْدِكُنَّ إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظِيمٌ * يُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هذا وَ اسْتَغْفِرِي لِذَنْبِكِ؛ چون گفتار« يُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هذا »جملهء استطرادى است بطوريكه روشن است . و مثل قولِه تعالَى :إِنَّ الْمُلُوكَ إِذا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوها وَ جَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِها أَذِلَّةً وَ كَذلِكَ يَفْعَلُونَ * وَ إِنِّي مُرْسِلَةٌ إِلَيْهِمْ بِهَدِيَّةٍ فَناظِرَةٌ بِمَ يَرْجِعُ الْمُرْسَلُونَ؛ در اينجا گفتار خدا كه مىگويد :« وَ كَذلِكَ يَفْعَلُونَ »استطراد است از جهت خداوند متعال كه در ميان كلام بلقيس آمده است . و مثل قولِه عزّ مِن قآئل :فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ * وَ إِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ * إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ؛ كه تقديرش اينست : « فلا أقسم بموقع النجوم إنه لقرآن كريم » ؛ كه در ميان اين دو جمله ، استطراد در استطراد آمده است . و از اين قبيل در قرآن كريم و سنّت و كلام عربِ قحّ و غيرشان از بلغاء ، بسيار است . و آيهء تطهير از اين قرار است كه در ميان آيات نِساءُ النَّبىّ بطور استطراد آمده است . و فائدهء استطراد در اينجا آنست كه : خطاب خداوند به آن زنان ، با آن اوامر و نواهى و نصائح و آداب جهتى ندارد مگر عنايت خداوند تعالى به اهل بيت ( يعنى خمسهء طيّبه ) براى آنكه سرزنش و ملامتى - گرچه از ناحيهء زنان پيغمبر باشد - بر آنان نرسد ؛ يا آنكه به اهل بيت - گرچه بواسطهء زنان پيغمبر باشد - عار و ننگى نسبت داده نشود ؛ و يا از ناحيهء منافقين عليه آنان - گرچه به سبب زنان پيغمبر باشد - ايرادى و حجّتى قائم نشود . و اگر اين استطراد نبود ، اين نكتهء شريفه‌اى كه بواسطهء آن ، بلاغت قرآن حكيم ، و كمال اعجاز ذكرِ باهر و گفتار حضرت حقّ مشهود است ، حاصل نبود كما لا يخفى . ( تلميذ