إنَّ لِلْقُرْءَانِ بَطْنًا وَ لِبَطْنِهِ بَطْنًا إلَى سَبْعَةِ أَبْطُنٍ ، أَوْ إلَى سَبْعِينَ بَطْنًا . « 1 »
اين بطنها در واقع مراحلى است از معنى قرآن ، كه هر يك از اين مراحل در باب خودش واجد واقعيّتى است كه مرحلهء ديگر واجد آن نيست .
مراحل مختلف قرآن بدين طريق است ؛ نه بدين شكل كه قرآن يك مرحله بيشتر نداشته باشد ؛ آن مرحله يا مشكل باشد كه دست كسى به آن نرسد ، و يا غير مشكل و بسيار ساده .
امّا در سورهء نازعات ، ضمائرى كه در آن وارد است وقتى كه ضميمه شد به آيات ديگرى ، نشان مىدهد كه اينها ملائكه هستند . از
« فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً »
استفاده مىشود كه مقصود ملائكه هستند ؛ خداوند متعال تدبير امور را بدست هر بى سر و پائى نمىدهد ؛ فرشتگان بايد به اين امور رسيدگى كنند ، و تحت نظارت و مراقبت و محافظت خود قرار دهند .
در سورهء ( و المرسلات ) و در سورهء ( و الصآفات ) در چند جاى از قرآن كريم خداوند متعال به اين شكل بيان دارد ، و در اين بيانات امر بملائكه شده است كه بطرق مختلفى مأموريّتهاى خود را انجام دهند .
و فَلَق ، در آيهء مباركهء وارد در سورهء
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ
همان معنى شكافتن و شكافته شدن صبح است ؛ چون اين معنى ابتدائى از فَلَق است كه بذهن مىرسد ، و بعد از اين ، معنى وسيع است كه بطور كلّى شكافته شدن هر وجودى از عدم مىباشد .
پس معنى فَلَق هم اگر در مرحلهء اوّل نياز به تفسير داشته باشد ؛ يعنى تفسيرى كه به بيان ساده ترى معنى آيه را روشنتر كند ، نه تفسيرى كه رفع
هامش
( 1 ) اين روايات را مرحوم فيض كاشانى در مقدّمهء چهارم از دوازده مقدّمهء خود در كتاب تفسير « صافى » آورده و بحث كافى نموده است .