تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
بدون تفسير مردم از آن چه مىفهمند ؟ مثل آيات :
وَ النَّازِعاتِ غَرْقاً * وَ النَّاشِطاتِ نَشْطاً * وَ السَّابِحاتِ سَبْحاً * فَالسَّابِقاتِ سَبْقاً * فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً .
« 1 » آيا اين آيات اين گونه است كه جميع مردم معنى آن را مىفهمند ، يا بايد بپرسند و به تفسير مراجعه كنند كه مراد ملائكهء خاصّى هستند ؟ در روايت وارد شده است كه مراد از فَلَقْ در
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ
، « 2 » صبح است كه شكافته مىشود ، و يا وجود است كه از عدم بيرون مىآيد ؛ آنوقت بدون مراجعه به تفسير فَلَق ، كجا مىتوان اين معنى را بدست آورد ؟ و يا مثلًا در روايت داريم : الْوَيْلُ جُبٌّ فِى جَهَنَّمَ .
« وَيْلٌ
كه در سورهء مُطَفِّفين آمده است چاهى است در جهنّم . » اين از باب اسم گذارى است ، و مثلًا مكان‌هاى قيامت مانند دنيا داراى اسمائى هستند ؟ يا اين از باب تمثيل است ؟

سهولت فهم قرآن ، و معانى غامضه و مشكلهء بواطن قرآن

علّامه : بحسب ظاهر ، تمام قرآن كريم از حيث معنائى كه در ابتداء به ذهن وارد مىشود بسيار ساده القاء شده است كه همه مىفهمند ، و در دسترس فهم عموم است ؛ ليكن مراحل ديگرى در ماوراء اين مرحله هست كه رفته رفته ، فهم آنها سخت‌تر و مشكل‌تر مىشود ؛ آنها معانى باطنيّهء قرآن هستند . از نقطهء نظر ظاهر ، تمام قرآن ساده و آسان و قابل فهم ؛ و از نقطهء نظر باطن ، بحسب اختلاف درجات بطون قرآن ، معانى غامض‌تر خواهد بود . هر چه بمعانى عميق ترى دست يابيم مشكلتر و از افهام عامّه دور تر است :
هامش
( 1 ) آيات 1 تا 5 ، از سورهء 79 : النّازعات : « سوگند به كسانى كه به سختى بيرون مىكشند . و سوگند به كسانى كه با نشاط و وسعت و گشايش انجام مىدهند . و سوگند به كسانى كه كار را به سرعت انجام مىدهند . پس سوگند به كسانى كه سبقت مىگيرند . پس سوگند بكسانيكه تدبير امور را مىكنند . » ( 2 ) آيهء اوّل ، از سورهء 113 : الفلق