است تبارك و تعالى .
علّامه : در بعضىها شايد بحسب ظاهر همان جنبهء تأدّب باشد كه نمىخواهند خود را عادت به مَن مَن گفتن بدهند ؛ و براى مقام توحيدى يك نحو زمينه فراهم كردن باشد .
در مسألهء توحيد چنين بخاطر دارم كه حضرت صادق عليه السّلام بسيار توجّه و تمايل دارند به اينكه لفظ هُوَ را به خدا برگردانند ، كه بمقام ذات اشاره كند ؛ اگر اينجور باشد هُوَئى جز خدا نداريم ، و ديگر مسأله تمام است .
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ .
« 1 »
لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ .
هُوَ اللَّهُ الَّذِي لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
( غير از هُوَ ، إله نيست . )
عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ .
هُوَ اللَّهُ الَّذِي لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ
( صحبت از هُوَ است ، پاى هُوَ بميان مىآيد . )
السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ
. « 2 »
هامش
( 1 ) آيهء 1 ، از سورهء 112 : الإخلاص
( 2 ) آيات 21 تا 23 ، از سورهء 59 : الحشر : « اگر ما اين قرآن را بر كوهى فرومىفرستاديم ، هر آينه مىديدى كه آن كوه از عظمت خدا و ترس از خدا خاشع مىشد و متلاشى مىگشت ! و ما اين مثالها را براى مردم مىزنيم به اميد آنكه تفكّر كنند . »
« اوست خداوند يگانه ايكه غير از او خدائى نيست ، كه به نهان و آشكار اطّلاع دارد ، و بخشنده و مهربان است . »
« اوست خداوند يگانهاى كه غير از او خدائى نيست . و سلطان مقتدر ، و پاك و منزّه از هر عيب ، و ايمنى بخش ، و حافظ و نگهدارندهء عالَم ، و قاهر و مسلّط بر جميع مخلوقات ، و با عزّت ، و با جبروت و عظمت ، و متكبّر است . و منزّه است اين خدا از هر چه را كه مشركان براى او شريك و انبازى قرار مىدهند »