تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
نيست :

در حقيقت معناى : وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى

وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى .
« 1 » اگر نظر به كثرت كنيم پيغمبر است ؛ رسول الله است ، او تير افكنده است ؛ بدون شكّ او دست بكمان برده و تير را پرتاب كرده است . و اگر نظر بجنبهء وحدت و فنا كنيم خدا تير افكنده است ؛ آنجا رسول نيست ، پيغمبر نيست ؛ محمّد نيست .
إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْماءٌ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ .
« 2 » در عالم توحيد تمام موجودات مظاهرند . از خود وجودى ندارند ، بودى ندارند ؛ نمودند ، نه بود . اسمند ؛ اسم را برداريد ، ديگر هيچ نمىماند ! اين اسم را هم شما گذاشته‌ايد ؛
سَمَّيْتُمُوها .
اين زمين ، اين سقف ، اين در و ديوار ، اين فرش ، موجوداتى هستند ؛ اگر نظر به كثرت آنها كنيم همه تعيّنند و حدودند ، و مثار كثرت و تفرّق‌اند . و اگر نظر به وحدت آنها كنيم حتماً بايد حدود و تعيّن را رفض كنيم ، ديگر جنبهء كثرت ندارند . پس همين زيدى كه در حال فناست ، اگر نظر به تعيّنات او كنيم كه در حال وحدت نيست تمام آن حدود و تعيّنات براى زيد است ، و اگر نظر به حال فناى زيد كنيم صرف الوجود است .
هامش
( 1 ) قسمتى از آيهء 17 ، از سورهء 8 : الانفال : « آنزمان كه اى پيغمبر تو تير انداختى ، تو تير نينداختى ! بلكه خدا تير انداخت ! » ( 2 ) صدر آيهء 23 ، از سورهء 53 : النّجم : « اينها نيستند مگر اسم‌هائى كه شما و پدرانتان آنها را براى اينها گذارده ايد ! و خداوند به اينها قدرتى نداده است . »